142پشت او مىنشستند و بر مىخاستند[ ! ].مانند ديوار محكم بود و طبيعى بود كه در كار دعوت خود استوار باشد،چرا كه به سرعت و صبر و اراده شهرت داشت.عمر بن عبدالعزيز گويد:روزى به ابوسليكه گفتم:وصف ابن زبير را براى ما بگوى.او گفت:به مانند او كسى را كه پوستى روى گوشت و گوشتى روى عصب و عصبى روى استخوان و جانى چنين در جسد،به مانند او نديدم؛در وقت محاصرۀ مكه آجرى از منجنيق ميان ريش و سينۀ او خورد،اما او هيچ نهراسيد و نمازش را قطع نكرد و جز براى ركوع سر فرود نياورد.
غرورش هم تا همين حد بود و نفسى شريف داشت،همچنان كه فصيح و داراى بيانى نيرومند و صدايى رسا بود،به طورى كه وقتى سخن مىگفت صدايش را كوه ابوقبيس باز مىگرداند. 1
اينها صفات و ويژگىهايى است كه براى رهبرى و زعامت به كار مىآيد.بنابراين شگفت نيست كه در خط رهبرى مسلمانان افتاده باشد.آنچه بايد به اين مطالب ضميمه كرد،تعصب او نسبت به سرزمين مكه است كه محل تولد اسلام در حجاز بود و او تلاش مىكرد تا نيروى آن را باز گرداند تا بتواند آشفتگى دنياى اسلام را از ميان ببرد و از آنجا بر مقدّرات دنياى اسلام سيطره يابد.نيز به اين مطالب بايد افزود كه امويان در بلاد اسلام چه كردند.مسلمانان در سراسر جهان اسلام شاهد اقدامات امويان بودند كه نمونهاش كشته شدن امام حسين عليه السلام و مباح كردن مدينه و جنگ با مكه و تغيير روش شورايى به ملوكيت و نظام موروثى در حكومت بود،كارهايى كه جاى نقد و ايراد فراوان داشت.
جمع اين شرايط،به علاوۀ آن ويژگىها،زمينه را براى پيروزى ابن زبير و توجه مسلمانان در شهرهاى اطرف به او فراهم كرد. 2با اين همه خواهيم ديد كه با وجود اين شرايط مساعد و مناسب،زمان چندانى نگذشت كه حكومت او سست گرديد و خلافت