134حواريه،و اى غلام! يك صد هزار به او بده و تمام نيازهاى او را بر آور»،آرى در اين شرايط بهتر ديد ساكت بماند. 1
وى در تمام اين مدت ساكت ماند و فعاليت خود را معطوف به خويشان و اطرافيانش كرد و خانۀ بزرگش را در همسايگى باب دريبه براى واردان و زائرانش باز گذاشت.او جلساتى تشكيل مىداد كه در آنها آشكارا از عقايدش در بارۀ حكومت و انتقادهايش كه عامل امويان در مكه يعنى عمرو بن سعيد بن عاص اشدق را آزار مىداد، سخن مىگفت.
خبر اين مجالس به عمرو بن سعيد مىرسيد،اما او چارهاى جز تغافل نداشت؛زيرا از موقعيت ابن زبير ميان مردم مكه و بهرهورى او از جرأت مثالزدنىاش آگاه بود.كما اين كه اخبار ابن زبير در شام به معاويه مىرسيد و او با حلم و نيكى با او روبهرو مىشد.
معاويه مُرد و در سال 60 هجرى با يزيد بيعت شد.در اين وقت ابن زبير نخستين اقدام عملى را با كُندى آغاز كرد،اما رقيب او حسين بن على عليه السلام در مكه و شهرهاى اسلامى موقعيتى داشت كه بر موقعيت ابن زبير مىچربيد.اكنون كه خبر رحلت امام حسين عليه السلام را در سال 61 شنيد برخاست و آشكارا به دعوت پرداخت.
در اين وقت،اشدق والى يزيد در مكه كوشيد تا با جدّيت و در عين حال مدارا فعاليت ابن زبير را محدود كند.وى كسانى را در اطراف ابن زبير و به ميان ياران او فرستاده،جاسوسانى را مأمور كرد تا كارهاى او را كنترل كنند،درست به مانند آنچه امروزه خارجىها انجام مىدهند.او كسانى را در ورودىهاى مكه گماشت تا اسامى افرادى را كه وارد مكه مىشوند يادداشت كنند و هويت آنان را بشناسند.هر كسى را كه ارتباط خاصى با ابن زبير داشت،به مكه راه نمىدادند.اما اين تلاشها تأثيرى در ارادۀ ابن زبير نداشت.يزيد دستور داد تا ابن زبير را دست بسته به سوى وى بفرستند،اما اشدق جز آن كه زنجيرى نقرهاى براى او بفرستد نتوانست كارى از پيش ببرد. 2