133
شورش ابن زبير 1
گذشت كه يزيد بن معاويه در سال 60 به والى خود در مدينه نوشت تا براى او از مخالفان بيعت بگيرد.نيز گفتيم كه حسين بن على و عبدالله بن زبير در رأس مخالفان بودند كه به مكه رفتند و حسين بن على پس از مدتى در پاسخ به دعوت شيعيانش در كوفه عازم آن جا شد كه به شهادت رسيد.
اما ابن زبير همچنان در مكه ماند.زمانى كه خبر كشته شدن امام حسين عليه السلام را شنيد فرصت را براى تصميمى كه سالها آن را مسكوت گذارده بود،مناسب ديد.به باور من اين انديشه خاص او بود.وى از همان زمان عثمان،آن گاه كه عثمان در جريان شورشْ او را بر در خانه خود گمارد،خود را شايستۀ خلافت مىديد.همين كه عثمان از ميان همه او را براى اين كار برگزيده بود،معنايش آن بود كه به موقعيت او و ويژگىهاى ممتازش واقف بود.ابن زبير در روزى كه مسلمانان على عليه السلام را براى خلافت معرفى كردند ساكت ماند.اما اندكى بعد به سپاه معارضان حكومت على عليه السلام كه از حزب خالهاش عايشه بودند، پيوست.اما وقتى آگاه شد كه شاميان با معاويه بيعت كردهاند و ديگر شهرها هم با وجود بزرگان قريش و صحابه آن را پذيرفتهاند و نيز ديد كه معاويه با خود او از در دوستى درآمده و در اين باره اصرار دارد،به او مىگويد:«مرحبا بابن عمة رسول الله و ابن