130بن زبير و عبدالله بن عمر.اما حسين،اميدوارم خداوند او را كفايت كند.اما ابن زبير،اگر بر او غلبه كردى،قطعه قطعهاش كن.اما ابن عمر،ورع او را مشغول خواهد كرد.او را با آخرتش تنها بگذار،او هم تو را با دنيايت تنها خواهد گذاشت.
به دنبال روى كار آمدن يزيد در سال 60 هجرى،يزيد به وليد بن عتبه،حاكمش در مدينه نوشت:اما بعد،حسين و عبداللّٰه بن زبير را چندان سخت نگاه دار تا بيعت كنند و السلام! وقتى نامه به او رسيد،حسين و عبدالله بن زبير را خواست.حسين نزد او رفت و وى نامۀ يزيد را به وى نشان داد.حسين گفت:كسى مانند من،پنهانى بيعت نمىكند؛وقتى مردم را دعوت كردى،ما را هم بخوان تا يك جا كار انجام شود.زبير در آمدن تعلّل كرده همراه با دوستانش به مكه رفت.وليد كسانى را در پى او فرستاد،اما موفق به بازگرداندن او نشدند.در اين وقت،حسين بن على هم از فرصت مشغول شدن وليد به ابن زبير استفاده كرده،شبانه خاندانش را گرد آورد و شب بعد از آن،راهى مكه شد.اما ابن عمر،در نقلى چنين است كه بيعت كرد و در نقلى ديگر آن كه گفت:وقتى همه مردم بيعت كردند و كسى جز من نماند،من هم بيعت خواهم كرد.در روايت سومى هم آمده است كه در اين وقت او در مكه بود و در راه با امام حسين عليه السلام كه از مدينه عازم مكه بود،برخورد كرد و از قضايا آگاه شدند.وى به مدينه آمد و بيعت كرد. 1
قيام حسين بن على عليه السلام و شهادت ايشان
با رسيدن حسين بن على عليه السلام به مكه مردم در اطرافش جمع شدند و مجالس خود را در حضور و با محوريت او برگزار كردند و به سخنش گوش دادند.در اين وقت فرستادگان شيعيان عراق نزد او آمده،نامههايى از شخصيتهاى شيعه برايش آوردند كه در آنها از وى خواست شده بود تا به عراق برود:«ما امامى نداريم،نزد ما بيا؛بسا خداوند ما را بر هدايت در اطراف تو مجتمع و متحد سازد».حسين،عموزادهاش مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد تا حقيقت امر را آشكار سازد.وقتى مسلم به كوفه رسيد،جمعيت