120داشت،در دستان آنان انباشته شد و قريش بار ديگر تجارت تابستانى و زمستانى خود را كه از حدود مكه بيرون مىرفت آغاز كرد.
از سوى ديگر،مهاجرانى از شهرهاى مختلف فتح شده به اين سوى سرازير شدند و با آمدن آنان بسيارى از لغات و آداب و رسوم آنان نيز وارد اين شهر شد.مكيان گونههاى جديدى از غذا را تجربه كردند و برخى از رداهايى كه اواخر دورۀ جاهلى باب شده بود،منهاى استفاده از حرير كه قرآن تحريم كرده بود،بار ديگر باب شد و در عوضِ عدم استفاده از حرير،در استفاده از رنگهاى متنوع براى لباسها مانند قرمز و زرد روشن اصرار بيشترى شد.
اين بار مجالس داستانسرايى كه زمانى مرفهان هنرمند آنها را فراهم مىآوردند در شكل حلقات درسى و خواندن مواعظ آغاز شد،مجالسى كه اصحاب سيره و مغازى در آنها روايت نقل مىكردند،و يا ثروتمندان از تجارت و قيمت اجناس مختلف سخن مىگفتند.
مكه اين زمان،با معناى مركزيت در حكومت آشنا مىشد و تعصب نسبت شيوخ را در تيرهها و قبايل فراموش مىكرد،چيزى كه نخستين بار در حكومت عتاب بن اسيد و پذيرش آن تجربه كرد و آن را تنها منبع قابل اعتنا در اوامر و نواهى بعد از قرآن و سنت دانست.اين در حالى بود كه در جاهليت،حكومت ميان دهها شيخ كه به صورتهاى مختلف حكومت مىكردند،تقسيم شده بود.
عتاب برخوردى مهربانانه و عدالت جويانهاى با آنان داشت كه مكيان در گذشته،تجربهاى از آن نداشتند؛چندان كه حلم و تواضع او چنان بود كه محيط امنى را برايشان فراهم كرد كه در آن از هيچ مستبد و ستمگرِ خونريزى هراس نداشتند.اين وضعيت در دوران خلفاى نخستين ادامه يافت.اميران مكه در اين مدت از نزديكى خود به مركز خلافت و ارتباطشان با چهرههاى برجسته در مدينه آگاه بودند.