114ساير شهرها كمترين تأثير را در شهر مكه باقى گذاشت.به نظرم مهمترين دليلِ آرامش در مكه آن بود كه عمّال عثمان در اين شهر به اندازهاى كه عمال ساير شهرها مىتوانستند مردم را تحت فشار بگذارند،قادر به اين كار نبودند.دليل آن هم اين بود كه خاندانهاى بزرگى كه در مكه بودند با بزرگان از مهاجرين در مدينه در ارتباط بودند و اخبار و شكايات به سرعت ميان دو شهر رد و بدل مىشد،و هر زمانى كه نياز بود،اين اخبار توسط خويشان و نزديكان انتقال مىيافت.شاهد اين مطلب آن است كه عثمان واليان متعددى در اين شهر گذاشت و فراوان آنان را عزل كرد.امارت اين شهر به دست اين افراد بود:على بن عدى بن ربيعه از بنى عبدشمس،خالد بن عاص از بنو مخزوم،حارث بن نوفل از بنى عبدالمطلب،عبدالله بن خالد بن اسيد بن عبدشمس،عبداللّٰه بن عامر حضرمى،و نفع بن عبدالحارث از خزاعه. 1
حركت عايشه
زمانى كه محاصرۀ عثمان شديدتر شد،از على عليه السلام و طلحه و زبير و عايشه و ديگر زنان رسول صلى الله عليه و آله درخواست كمك كرد.نخستين كسانى كه به يارى او رفتند،على و ام حبيبه بودند.ام حبيبه سوار بر قاطر و در حالى كه ظرف آبى هم با او بود به طرف خانۀ عثمان رفت.گفتند:ام حبيبه است.اما مخالفان بر صورت قاطر او زدند و مردم در حالى كه اسباب و اثاثيۀ روى قاطر به سمت زمين كج شده بود،آن را گرفتند.ام حبيبه نزديك بود كشته شود كه او را به خانهاش باز گرداندند.
وقتى عايشه از اين امر آگاهى يافت آمادۀ رفتن به مكه شد. 2مروان از طرف عثمان نزد او آمد و به وى گفت:اگر مىماندى شايد خداوند به كمك تو اين مرد را نجات