234مهمان كردند تا ورود [ به]«سلطان آباد».
سلطان آباد
«سلطان آباد»شهرى است كه نسبت به شهرهاى«ايران»خوش وضع ساخته شده است،«سپه دار»مرحوم اين شهر را ساخته است، بازار طولانى و چند كاروان سراى معتبر خوب دارد، خيلى از«ملاير»آبادتر است،«جناب آقاى ابوالحسن خان فخرالملك»كه سابقاً وزيرالتجار بود، در اين جا حكومت دارد، خيلى نسبت به ما مهربانى و محبت كرد و ملاقات و مهمانى كرد. اسبى هم وقت حركت تعارف فرستاد، بسيار آدم خوبى است، مردم هم خيلى از او رضايت داشتند.
شبى را هم«حاجى سيد عباس»دعوت كرد، رفتم منزل او. ملاهاى آنجا را هم دعوت كرده بود، قدرى صحبت علمى كرديم، چندان امتيازى در آنها ديده نشد. متمول و رئيس اين جا«حاجى آقا محسن»است كه در«طهران»بود،«حاجى اسداللّٰه»رئيسالتجار اين جا را ملاقات كردم، آدم بدى نيست، كوه نزديك پر شكارى در نيم فرسخى شهر «سلطان آباد»است.«جناب فخرالملك»مىگفتند قوچ فراوان دارد و كبك آنان از اندازه خارج است. دو شب در«سلطان آباد»توقف كرده شب سيم حركت كرديم.
از«سلطان آباد»تا به«قم»سه منزل راه است، منزل اول:«ابراهيم آباد»؛ منزل دوم:
«راهيان»كه جاى خوبى بود و در ميان چمنى چادر زديم. منزل سيم:«رباط سنگى».
ورود به قم
روز چهارم وارد به«قم»شديم، منزلى دم صحن«قم»كرايه كرده، نزديك بازار و سه روز در«قم»توقف كرديم، در اين جا بعد از مدتى باز به هندوانه رسيديم، هندوانۀ خوب فراوان بود، متولى باشى و حاكم«قم»كه«اعتضاد الدوله»لقب دارد در شهر نبود، جمعى ديگر از آقايانِ آن جا ديدن كردند.«جناب آقا سيد ابوجعفر»روضه خوان قمى، كه امسال در محرم،«مشهد»رفته بودند مراجعت كرده است، ديدن آمد از احوالات«مشهد»جويا شدم، از روضهخوانى منزل و مراقبت فرزندم«ميرزا على نقى»خيلى تعريف و تمجيد مىكرد.
«حاجى جعفر قمى»كه در«مكه»نوكر حقير بود و او را به«قرن المنازل»با خود