203چهار نفر را گفتم كه همرا ما تا«تدمر»بيايند. آنها هم اطاعت كردند.
فردا صبح اول آفتاب حركت كرديم، چهار از دسته گذشته، رسيديم به نقطۀ ديگر، به عين مثل اول، الّا اين كه چاه او كم عمقتر بود، ولى آب هر دو متعفن و بدطعم؛ بين راه گل و رياحين به قدرى است كه از حد و حصر بيرون است، تمام زمينها سبز و خرم، مملو از گلهاى رنگ رنگ، خيلى باصفا بود. اما اين عسكرخانهها، به عين مثل چاپارخانههاى«ايران»، محكمه و سردرى دارد و دو سه اطاق تحتانى براى ده پانزده نفر دارد، كافى است.
شهر تدمر
روز ديگر سه از دسته گذشته وارد«تدمر»شديم. از تماشاگاههاى بزرگ است، آثار قديمۀ پنج هزار ساله در او فراوان است، عمارتهاى سنگى، ستونهاى خيلى خوب؛ از وضع عمارتها پيدا است كه حياتهاى بزرگ و اطاقهاى وسيع داشته است، و جلوى اطاقها طرّه داشته است كه ستونهاى سنگى، اغلب سه پارچه، پارچۀ سيم يك پايه چراغ، كه به تازه معمول شده، و در اطاقها مىسازند از خود ستون، و پارچه سيم در آورده، و زير آنها را مقرنس 1 كارى و حجّارى 2 خيلى خوشگل كردهاند. همه به يك اندازه، بالاى آن ستونها را هم به طرز نيم هلالى، يك پارچه سنگ انداختهاند، كه از طرف داخل حيات از خود سنگ، گلويى به قدر نيم ذرع جلو آورده، و زير گلويى را مقرنسهاى خيلى خوب حجارى كردهاند. عمارت خيلى بزرگ بوده است، كه از دو طرف گلويى داشته، و پنجاه و چهار طاق از او به حال خود باقى است در دو طرف، كه هر طرفى بيست و هفت دهنه طاق دارد.
ستونها همه از سنگ سفيد، قطر دايره يك ذرع طول، نه ذرع سر ستون، و ته ستون هم كه همه منبت، و خيلى قشنگ حجّارى شده است سه ذرع، كه دوازده ذرع در شعاع