121در بالاى«كوه ابوقبيس»، مختصر عمارتى كه مشتمل است بر محراب و مأذنه ساختهاند، و آنجائى است كه«حضرت خاتم الانبياء»بر او صعود فرموده و فرمودند:
«قُوْلُوا: لا إلهَ الّا اللّٰه تُفْلِحُوا».
در روز«فتح مكه»امر فرمودند«بلال»را، كه بر آنجا صعود كرده اذان گفت. اين كوه از همه جاى هر دو دره نمايان و ديده مىشود، از ساير كوههاى دور، قدرى مرتفعتر و بزرگتر است، در اخبار خيلى از«ابوقبيس»تعريف شده است، و در خبر است كه احجار «مكه»از پنج كوه برداشته شده است و«حضرت ابراهيم»(ع)بنا فرموده است، كه يكى «ابوقبيس»است، و در اخبار است كه دعا در كوه«ابوقبيس»مستجاب است، و در اوست قبر«آدم»و«حوا»و«شيث»على خبرٍ 1.
و ايضاً در خبر است كه«ابوقبيس»افضل«جبال مكه»است، و اول كوهى است كه خداوند در زمين قرار داد،«حجرالاسود»در او بود از زمان طوفان«نوح»، تا اين كه «جبرئيل»او را به«حضرت خليل الرحمن»داد، كه در موضع خود نصب كند، موافق اخبار و احاديث عامه و خاصه، اول كسى كه بنيان خانه«كعبه»كرد،«حضرت آدم صفى اللّٰه»بود، و بود تا«طوفان نوح»او را فرو گرفته و مدتها تلّى 2 سرخ مىنمود، تا آن گه كه«حضرت خليل الرحمن»آن خانه را بنيان فرمود، و در«طوافِ»آن، سنتها مقرر فرمود، و مردم به جاى مىآورند.
خانه كعبه
«خانه كعبه»را ديوارى بود به اندازه قامت، كه آن را از سنگ بر هم نهاده بودند، و چاهى در آن بود كه گنجينه كعبه را در آن چاه مىنهادند، و آن چاه خزانه و گنجينه و مخزن نذورات بود، گاهى سيلاب در آن ديوار رخنه مىكرد، و چون ديوار پست بود، دزدان گاهى رفته و از اندوختههاى نذورات دزديده، تا شبى چندتن به درون آن حائط رفته و سرچاه گشاده، مجسمه آهويى از طلا، كه پاهاى آن مرصع به جواهر گرانبها بود بدزديدند.
فرداى آن شب قريش مطلع شده درصدد و تفحص برآمده، آن مجسمه را در خانه «وديك»نام، كه غلامى از«بنى خزاعه»بود يافتند و دست وى را قطع كرده، مجسمه را به