145وى به دنبال هابيل عليه السلام در دامنه كوه قاسيون روان شد و كينه و حسد،در او همچنان شعلهور و به دنبال راهى براى از بين بردن برادر بود.در اين حال شيطان بر او ظاهر شد و وى را به اين امر تعليم داد.قابيل نيز در نزديكى قلۀ كوه،در يك فرصت مناسب با سنگى بر سر برادر زد و او را بقتل رسانيد 1.خون هابيل بر صخره و سنگى در آن جا ريخت، سپس نعش برادر را برداشت و همواره سرگردان بود تا اينكه چند فرسخ آن طرفتر به وسيله آموزشى كه از دفن يك كلاغ ديده بود او را مدفون ساخت.اكنون قبر هابيل در آن مكان معروف است كه شرح آن در جاى خود خواهد آمد 2.مكانى كه خون هابيل در آن ريخته شد به«مغارة الدم»معروف شده است.گويند دعا در آن جا مستجاب است.
از حضرت على عليه السلام نقل شده:«در دمشق كوهى است كه به آن قاسيون گويند،در آن،فرزند آدم برادرش را كشته و خداوند عيسى و مادرش مريم را از خطر يهود پناه داده است؛پس اگر به آن مكان رفتيد از دعا در آن غافل نشويد» 3.گفته مىشود بعضى در اين غار به استسقاء مىنشسته و دعايشان مستجاب مىشده است و اگر مردم دعايى داشتند به اين مكان مىرفتند.همچنين گويند يحيى بن زكريا و مادرش چهل روز در اين غار اعتكاف كردهاند 4.
مكان مغارة الدم كمى پايينتر از غار معروف اصحاب كهف و كنار مغارةالجوع است.امروزه اين محل به«الاربعين»يا«جوعيه»معروف و نزد مردم دمشق شهرت دارد.
از آخر محلۀ اربعين تا مغارة الدم حدود بيست دقيقه در دامنه كوه راه است كه به وسيله پلكانهايى كه از سنگ و سيمان ساخته شده صعود بر آن آسان گشته است.در اين مكان قبه و مسجد كوچكى با گنبدى از گچ و سيمان و به رنگ سبز ساخته شده كه مغارة الدم و مغارة الجوع هر دو در اين مسجد قرار دارند و تنها در بعضى از روزهاى هفته از جمله