45بنابراين مراد از اين كه مىگويد وى را«اقراء»مىكردم اين است كه به وى تفسير قرآن را آموزش مىدادم. 1
بنابراين معناى«إقراء»در عصر نزول وحى،تعليم تلاوت الفاظ قرآن،همراه با تعليم معانى و معارف آن بوده است.پس اگر به طور نمونه عبد اللّه بن مسعود دربارهى آيهى 67 سورهى مائده مىگويد: يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ -إنّ عليّا مولى المؤمنين-و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته...هكذا كنّا نقرأ الآية على عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله 2؛(اى رسول آن چه بر تو از سوى پروردگارت فرودآمده ،برسان-به تحقيق على مولاى مؤمنان است-و اگر چنين نكنى،رسالت آن را نرساندهاى...)،در اينجا مراد عبد اللّه بن مسعود اين نيست كه تعبير«ان عليّا مولى المؤمنين»در ضمن آيات،وحى قرآنى است،تا وجود اين تعبير در متن قرآن موجب پندار تحريف قرآن شود،بلكه مرادش اين است كه اين آيهى شريفه را در مقام تعليم الفاظ و معانى چنين مىخوانديم؛ تا قارى قرآن آنچه را كه در فهم درست آيه دخالت مستقيم دارد بياموزد.
و يا به طور نمونه روايتى كه مىگويد:«ابىّ أقرأنا؛ابى بن كعب در قرائت برتر از ديگران است.»به همين معناست؛يعنى ابى بن كعب در آشنايى با الفاظ وحى قرآنى، درك معانى آنها،شناخت تفسير حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از قرآن و ناسخ و منسوخ آيات،از ديگران كارآمدتر بوده است. 3
بنابراين شأن مقرئ قرآن همين بود كه الفاظ آيات وحى را همراه با معارف آن تعليم دهد،تا آن كه به دستور خلفا قرآن را از تبيين و تفسير حضرت صلّى اللّه عليه و آله تجريد كردند 4و