231همه رد و انكار خود اهل سنت دربارهى اين نظريه چه پاسخى دارد؟و بر فرض محال كه همهى قرائتها و نظريهى نسخ التلاوة از ناحيهى خدا باشد،آيا همهى اصناف احاديث موهومه در منابع اهل سنت-كه در بخش اول گذشت-مانند اخبار:«لحن در قرآن»، «زيادة در متن آيات قرآن»،«دستبرد شياطين در وحى قرآن»و...از جنس قرائت يا نسخالتلاوتاند ؟!
چارهى ديگر اين افراد،طرح اشتراك نظريهى نسخ التلاوة بين فريقين است.آنان مىگويند:«نسخ التلاوة،مورد پذيرش فريقين است» 1؛ آنگاه نام چهار تن از بزرگان شيعه،يعنى شيخ طوسى(م.460 ه.ق)،سيد مرتضى علم الهدى(م.436 ه.ق)،شيخ طبرسى(م.قرن ششم ه.ق)و كمال الدين العتائقى الحلى را مىآورند و مىگويند اين چهار تن،نظريهى نسخ التلاوة را پذيرفتهاند. 2
اولا،بر فرض كه اين بزرگان از شيعه و هركس ديگر،اين نظريه را پذيرفته باشند آيا اين امر موجب اعتبار اين نظريه خواهد شد!؟
ثانيا،اينان با آن كه ادعا مىكنند نص عبارات اين افراد را ديدهاند،ليكن با عدم دقت و حتى عدم رعايت امانت در نقل،در اين نسبت دچار لغزش شده،ديگران را نيز به اشتباه مىاندازند.اساسا اين افراد از شيعه در برابر گروهى از معتزله كه منكر وجود نسخ در مقام ثبوت و امكاناند،بر امكان نسخ التلاوة استدلال مىكنند و آن را محال نمىدانند؛ليكن در مقام تطبيق و اثبات،وقوع آن را به دليل آن كه اخبار آنها اخبار آحاد است انكار مىكنند؛ 3بنابراين نبايد امكان نسخ در مقام ثبوت را با وقوع آن در مقام اثبات خلط كرد؛البته به جز علم الهدى سيد مرتضى كه تنها نسخ در مقام ثبوت را مىپذيرد، 4ديگر دانشمندان شيعه در مقام اثبات نيز تنها نسخ«آيهى رجم»را كه از سنخ نسخ التلاوة