221را كه اينان الحاد ناميدهاند،بدون توجه به پاسخ شيخ صدوق به نوع اين روايات است.
شيخ در علاج اين اخبار مىگويد:
هرچه در اخبار تحريف نما آمده و در قرآن نيست،از سنخ وحى قرآن نيست، بلكه مانند احاديث قدسى،وحى غير قرآنى است. 1
در عرف محققان،هرگز نمىتوان بين كتابهايى كه براى جمعآورى اخبار نگاشته شده،مانند ثواب الاعمال و الخصال و كتابهايى كه در مقام بيان عقايد و يا فتوا-پس از تأمل و دقت نظر از رهگذر بررسى أسانيد اخبار،مضامين آنها،علاج تعارض و...- نگاشته شد،مانند.رسالهى اعتقادات،به طور يكسان حكم كرد؛و اين نكتهى بسيار مهمى است كه متأسفانه،يا به آن توجه نمىشود،و يا از سر عمد ناديده گرفته مىشود؛ همانطوركه خود شيخ صدوق به اين تفاوت اشاره كرده است:
من در اين كتاب بنا ندارم مانند مصنّفان،هر چه را كه راويان روايت كردهاند، بياورم؛بلكه تنها احاديثى را مىآورم كه به آنها فتوا مىدهم و حكم به صحت آنها مىكنم. 2
با چشمپوشى از اين تفاوت،مشكل كتابهاى اهل سنت در اين زمينه به مراتب بيشتر خواهد بود؛به طور نمونه در سند روايتى كه شيخ دربارهى سورهى احزاب نقل كرده،محمد بن حسان قرار دارد كه در كتابهاى رجال از وثاقت وى خبرى نيست؛و نيز ابن ابى حمزه البطائنى،واقفى،ضعيف و متهم قلمداد شده است 3؛در عين حال،مضمون اين خبر در كتب اهل سنت از چند طريق از عايشه 4،حذيفه 5و