209خداوند است.(-بخش اول،پرسش 24)؛بنابراين به طور قطع مىتوان ادعا كرد كه ظاهر اكثر احاديث در اين كتابها،تحريف در الفاظ قرآن نيست، 1بلكه قدر متيقن اصناف گوناگون آنها تحريف به معناى اعم است كه شامل اختلاف قرائتها،حذف و تحريف در وحى تفسيرى(كه به نظر مىرسد اين مورد بيشتر مد نظر آنان بوده)، اختلاف در تأليف آيات،حمل آياتى كه بنا بر شأن نزولها و تبيين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دربارهى ولايت اهل بيت بوده،ولى ديگران بر خلاف آن حمل كردهاند و...مىباشد.
شاهد بر اين مطلب كتابهايى در اين زمينه است كه هم اكنون در دسترس ماست؛مانند كتاب القراءات(يا التنزيل و التحريف)از احمد بن محمد سيارى(كه شايد گستردهترين كتاب در اينباره باشد). هركس با ديدهى انصاف به مضامين احاديث اين كتاب بنگرد، خواهد ديد كه اكثر احاديث اين كتاب از موضع نزاع(تحريف در الفاظ قرآن)بيرون است.در واقع مىتوان ادعا نمود كه هر چند اكثر اين كتابها مفقودند،ليكن چون مضامين احاديث آنها در لابهلاى كتابها و نقل قولهاى ديگران آمده،مىتوان حدس زد كه محتواى آنها بيش از آن شش گروه احاديثى كه در ضمن پرسشهاى 21-28 بخش اول بررسى شدند،نمىباشند.همان گونه كه ملاحظه گرديد مراد از اين احاديث،با توجه به قراين درونى و بيرونى،تحريف در الفاظ آيات قرآنى نيست.علاوه بر اين نمىتوان به ضرس قاطع نام اين كتابها را به همين نامى كه هماكنون مىشناسيم دانست؛ چون شرححالنويسان،از كتابهاى اين افراد با نامهاى گوناگون ياد كردهاند؛به طور نمونه شيخ طوسى از كتاب احمد بن محمد بن خالد برقى،با نام كتاب المعانى و التحريف ياد مىكند 2و نديم در الفهرست با عنوان كتاب المعانى الاحاديث و التحريف 3از آن نام برده است؛ابن شهرآشوب از كتاب علىّ بن احمد كوفى(م.352 ق.)با عنوان الرد على اهل التبديل و التحريف فيما وقع من اهل التأليف ياد كرده 4ليكن نجاشى در ضمن اين كه وى را