174اولا،اين انديشه ناشى از عدم دقت در بافت قرآن است.آيات اين كتاب با يكديگر مرتبط و به هم پيوستهاند،قرآن مىفرمايد:
اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِيَ...
1
خداوند بهترين سخن را نازل كرد،كتابى[ كه آياتش ]شبيه به يكديگر و منعطف به يكديگر...
در احاديث نيز مىگويد:آيات قرآن يكديگر را تصديق مىكنند 2و پارهاى با پارهى ديگر سخن مىگويند و بر يكديگر گواهى مىدهند 3؛بنابراين،اگر در برخى از اين بناى به هم پيوسته خللى وارد شود،به تمام آن سرايت مىكند.
ثانيا،اگر به احاديث تحريف نما گردن نهيم،در آنها نشانههاى تحريف در آيات الاحكام نيز هست. 4
ثالثا،ما تنها با آيات الاحكام سر و كار نداريم،بلكه خود فقها نيز در مباحث علم اصول فقه به آياتى غير از آيات الاحكام استناد مىكنند؛مانند آيهى«نبأ»(آيهى 6 سورهى حجرات)در اثبات حجيّت خبر واحد. 5
رابعا،مأموريت ما در رجوع به آيات قرآن و از جمله آيات الاحكام و پيروى از اوامر و نواهى آن نيز طبق اخبار است.اين اخبار،مانند هر خبر ديگر،پيش از هر چيز بايد با قرآن محك بخورند و با خلل در بخشى از قرآن(كه گفتيم به تمام آن سرايت مىكند)، كارايى قرآن به عنوان ميزان و معيار صحت و سقم هر نوع خبر و انديشهاى،ساقط شده، آن اخبار نيز غير قابل استناد مىشوند.