144نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نظريهى نسخ التلاوة،جمع قرآن توسط عثمان،اختلاف قاريان هفتگانه (قراء سبعة)و رواياتى كه در مصادر اهل سنت است و ظاهرشان بر تحريف قرآن دلالت دارند؛و بخشى از اين احاديث نيز،بنا به گمان محدث نورى،به كتب شيعه اختصاص دارد،مانند؛ذكر نام جانشينان خاتم پيامبران در كتابهاى پيشينيان،و اخبارى كه به طور عموم يا به طور خاص در ظاهر دلالت بر تحريف قرآن دارند.باب دوم كتاب محدث نورى نيز به بيان ادلّهى تحريفناپذيرى قرآن و مناقشههاى وى در آنها اختصاص دارد.
محدث نورى در اين راهى كه پيموده-به اعتراف خود-تنهاست.وى چنين مىگويد:
بايد از دليل پيروى كرد هر چند افرادى اندك آن را بپذيرند...نبايد از راهى كه روندگان آن اندكاند ترسيد،بلكه سزاوار نيست آدمى وحشت زده شود و از راه خود بازايستد. 1
البته به زودى خواهيد ديد كه هرگز محدث نورى از دليل پيروى نكرده،بلكه انبوهى از روايات ضعيف با مصادرى بىاعتبار را در اين كتاب گرد آورده است،بدون آن كه به محتوا و مضامين آنها دقت كافى كند.
آرى اگر محدث نورى بخواهد از«دليل»پيروى كند،بايد به تحريفناپذيرى قرآن گردن نهد؛چون همانطوركه ملاحظه كرديد،ادلهى سلامت قرآن از تحريف نيرومند و پابرجايند؛ ازاينرو محدث نورى نه تنها نتوانسته ادلّهى سلامت قرآن از تحريف را از كار بيندازد و يا حتى در آنها مناقشههاى جدى كند،بلكه در ديدگاه خود دچار تناقضگويىهاى فاحشى شده است كه به زودى خواهيد ديد.ما در اينجا به اختصار ادلّهى(پندارى)محدث نورى را بررسى و نقد خواهيم كرد.خوانندگان براى تفصيل بيشتر مىتوانند به كتابهايى كه دربارهى سلامت قرآن از تحريف به ويژه در ردّ بر كتاب فصل الخطاب نوشته شده(-پرسش 31)مراجعه كنند.