123قدسى)قرار مىدهند؛مانند ابن قتيبة كه مىگويد:
اين احاديث وحى خدا بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است،همانطوركه امورى ديگر از دين بر ايشان وحى مىشده كه از نسخ وحى قرآن نيست...؛مانند اين كه حضرت مىفرمايد:خداوند چنين مىگويد:«اني خلقت عبادى جميعا حنيفا...؛من جملگى بندگانم را بر دين استوار[ توحيد ]آفريدم». 1
احمد العاصمى 2دربارهى حديث ابى واقد ليثى نيز همين نظر را دارد و نيز ابن حزم اندلسى كه مىگويد:
گروهى احاديث رجم و رضاع را وحى غير قرآنى مىدانند،ما هم ابايى از اين معنا نداريم و نمىتوانيم به طور قطع بگوييم آنها مانند وحى قرآن بودهاند كه در نمازها خوانده مىشدند،بلكه مىگوييم آنها فقط وحىاند....
د)حمل بر دعا
اين پاسخ در خصوص سورههاى موهوم«حفد»و«خلع»از سوى برخى از اهل سنت مطرح شده است.آنان مىگويند:
اين سورهها دعاى قنوتاند و ابى بن كعب آنها را در مصحفش نگاشته بود،تا از بر كند و به فراموشى نسپارد؛چون شنيده بود پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آنها را در قنوت نماز وتر مىخواندند. 3
ه)حمل بر جعل و وضع حديث يا خطاى در فهم
آلوسى در خصوص حديث عايشه دربارهى سورهى احزاب و نيز تمام احاديث از