92از بطن مرّه از بنى ربعه هستند.در دامنۀ ظلم چاهى است كه آن را عطيل المليحى گويند.از آن بنى ربعه و از ظلم صهره بيرون آيد و آن صدقۀ عبد الله بن عباس است بر زمزم.در آنجا بردگانى هستند كه تا قرن چهارم مىزيستند و از الياف گياهى كه در آنجا بود،براى زمزم طناب مىبافتند.
در كنار ظلم از شعبۀ شامى دو مليحه؛مليحة الرّمث و مليحة الحريض جاى دارند.
در آنجا كوه سمان است و عويسجه.
ميان ظلم و مليحتين دحّل واقع شده و آن كوه بزرگى است ميان مليحه و ظلم در طرف شمالى آن آبى است موسوم به اشل و در جانب غربى آن غدير عاصم.سپس در كنار مليحتين بواطان واقع شده. 1
اما حورۀ يمانيه،در آنجا واديى بود كه ذو الضّلال ناميده مىشد.پيامبر-ص-آنجا را ذو الهدى ناميد. 2از آنجا به مدينه عسل و گندم مىآورند. 3مخاضه نيز در آنجاست و آن بيابانى است سهمگين و در آنجا شكافى است كه از آن«شب»( نوعى از زاج)بيرون آيد.
آنجا از آن قومى از جهينه بود.سپس در ملك عبد الرحمان بن محمد بن عزيز درآمد. 4
بكرى پس از ياد كردن از حورۀ شامى،از چند مكان-كه خواهيم آورد-ياد كرده ولى جاى دقيق آنها را معين نمىكند ليكن از سياق كلامش برمىآيد كه آنها در جنوب حورۀ يمانى جاى دارند.
از واديهاى حوره واديى است كه در فقاره جريان مىيابد بنى عبد الله الحصين كه از اسلميان هستند و نيز خارجيان منسوب به خارجى شاعر كه از بنى عدوان هستند در آنجا زندگى مىكنند.جهينه مىپندارد كه در زمان جاهليت با آنان همپيمان بودهاند.در پايين دست حوره،چشمۀ عبد الله بن حسن است كه امروز آن را سويقه گويند.سپس از ميان دامنۀ كوه مشاش مىگذرد.در آنجا ذات الشعب است و نيز مليحه.در پايين دست مليحه تپهاى است كه به سبب كثرت زنبوران عسل آنجا را جباء گويند(جباء كندوى زنبوران)جباء ميان شويله و حوره واقع شده است.در آنجا نقبى است كه به قويقل شهرت دارد.