441ديگر از اينگونه كتب:كتاب«قصة الكعبه»از ابو عبيده و كتاب«بناء الكعبه»از مداينى و«حفر زمزم»از اسحاق بن اسماعيل بن عيسى العطار و«حفر زمزم»از اسحاق بن بشر و نيز «فضل مكه على سائر البقاع»از ابو زيد البلخى و«فضل المدينه على مكه»از ابو بكر الابهرى.
كتابهايى بعد از قرن پنجم هجرى تأليف شدهاند كه در حيطۀ بحث ما نيستند.
سمهودى از حكيم الترمذى در نوادر او نقل مىكند كه از زبير بن بكّار شنيده كه مىگفته:
بعضى از مردم مدينه دربارۀ مدينه كتابى نوشتهاند و بعضى از مردم مكه درباره مكه كتابى نوشتهاند و هر يك بر ديگرى مفاخرت كرده و شهر خود را برتر دانسته است.البته نمونۀ اينگونه كارها را دربارۀ ديگر شهرها هم ديدهايم.
سخاوى كتابهاى اوليه را كه در باب مكه نوشته شده،بر مىشمارد و نخست از كتابهاى ابو الوليد ازرقى و محمد بن اسحاق الفاكهى و عمر بن شبّه و زبير بن بكّار نام مىبرد و سپس كتابهايى را كه خلاصۀ كتاب ازرقى است،در قرن ششم و ما بعد آن نوشته شدهاند نام مىبرد.جز كتابهاى ازرقى و فاكهى همۀ كتابهايى كه ابن نديم و سخاوى ياد مىكنند مفقود شدهاند.واقع اين است كه برخى از اين كتابها تأليف نامآوران مؤلفان تاريخ هستند و بسيارى از مؤلفان بعدى از آنها نقل كردهاند و اطلاعات جالبى از جوانب مختلف تاريخ اسلامى را ارائه دادهاند.لازم به ذكر است كه كتاب ازرقى مفصلترين كتب در موضوع تاريخ مكه است كه از واقدى و مداينى نقل كرده،همانگونه كه از ديگران مطالبى نقل نموده است ولى آنچه از آنها نقل كرده چيزى نيست كه مربوط به مكانها و تطورات عمرانى مكه باشد.
در بعضى از كتابها عبارات و مطالبى از مؤلفانى كه درباره مكه تأليف كردهاند نقل شده ولى مؤلفان از كتابهاى آنها نام نبردهاند.
وكيع،صورتى از نامهاى كسانى را كه در مكه به قضاوت نشستهاند از مداينى نقل مىكند و مىگويد كه مدائنى جز اينان،كس ديگرى را ذكر نكرده. 1
و نيز وكيع از مصعب الزبيرى رواياتى چند را از قضاة مكه نقل مىكند.فاكهى از واقدى اخبارى پيرامون محاصره كردن حصين بن نمير،عبد الله بن زبير را نقل مىكند.