432بود بعضى فروختند و بعضى براى وارثان خود به ميراث گذاشته بودند.ولى به من چيزى نداد؛ زيرا گفته بودم مردى صاحب خاندانم. 1
شايد عدۀ كثيرى كه زمين و خانهاى در مروه دارند،به اين قضيه برگردد.چه بسا در زمان ديگر خلفا نيز،اين رسم بر جاى بوده است.
از سخن ازرقى برمىآيد:از كسانى كه به عمارت مكه توجه داشتند و در آنجا خانههايى مىساختند عمر بود و معاوية بن ابو سفيان و عبد الله بن زبير و هارون الرشيد و وابستگان او.
البته عمر تمام همّتش مصروف به اين مىشد كه سد بالايى را كه در احياء منطقۀ شمالى مسجد تأثير بسزايى داشت احداث كند و به پايان رساند.
ولى معاويه بيشتر دوست داشت خانه بسازد يا ديوارها را تعمير كند.عبد الله بن زبير سيلبندها احداث مىكرد و خانهها مىساخت.عباسيان را به عمران شهر رغبتى تمام بود.
هم خلفا و هم فرزندان و افراد خاندانشان بناهايى برآوردند.
مبالغى كه در بهاى خانههايى كه جزء مسجد الحرام مىشد پرداخته مىشد،در خور توجه بود و ما نمىدانيم كه اين به سبب بالا رفتن قيمت اراضى بويژه در اوايل عصر عباسى بوده يا براى خشنود ساختن صاحبان آن خانهها.
در هر صورت،زياد شدن ساكنان و فراوانى ثروت اهالى،موجب انفجار اقتصاد شد.
بهاى خانهها،هر چه به مركز شهر نزديكتر بود،گرانتر مىشد.
قبايل مكه
نسبشناسان مىگويند كه مردم مكه به هنگام ظهور اسلام همه از قريش بودند و آنان دو گروه بودند:«قريش ظواهر»و«قريش بطاح».قريش ظواهر ساكنان اطراف مكه بودند،مركب از پنج عشيره؛محارب بن فهر و حارث بن فهر و تيم الادرم بن غالب و هلال بن لؤى و معيص بن عامر.
اما قريش بطاح در درون مكه مىزيستند و عبارت بودند از عبد مناف،عبد الدار و اسد