253صاحب سوق،در مدينه بر درگاه خانۀ معمر بن عبد الله عدوى مىنشست.
عنوان وظيفۀ«عامل بازار»در معناى برابر است با واژۀ [Agoranomos] اين عنوان در بلاد مغرب و اندلس در عصر سيادت تمدن روم شايع بود.
ابن سعد گويد:عبد الله بن عتبه از حبوبات حق مىگرفت و شافعى گويد:از چاه عشريه مىگرفت مالك گويد:از گندم و روغن نيم عشر مىگرفت و قصدش اين بود كه ورود بارها به مدينه افزايش يابد و از حبوبات عشريه مىگرفت.او از شهاب نقل مىكند كه اين عشريه در زمان جاهليت هم معمول بود و عمر بار ديگر آنان را به پرداختن عشريه الزام نمود. 1
اشارات فراوانى است كه ثابت مىكند عشريه پيش از اسلام در شهرهاى حجاز رواج داشته؛از جمله آنكه در مكه پيش از اسلام گرفتن عشريه معمول بوده است.پيامبر در نامههايى كه به قبايل و عشاير نوشته،آنان را از پرداخت عشريه معاف داشته است.معاف داشتن از عشريه دليل بر آن است كه قبل از اسلام در حجاز معمول بوده است.
عامل بازار مىبايست از خصوصياتى برخوردار باشد؛از جمله به قوانين داد و ستد آگاه باشد.ابو الفرج اصفهانى گويد:زمانى كه بردان متولى امور بازار مدينه بود،مردى از ديگرى شكايت كرد و مدعى بود كه حق او را نداده است.بردان بررسى كرد و متهم را به حبس محكوم نمود.
بلاذرى گويد:عثمان حارث را بر بازار گماشت،او كالاى مردم را ارزان مىخريد و به فروشندگان گران مىفروخت و اعمال ناشايست مىكرد.تهديدش كردند كه اگر چنين كند بازار را از او بستانند و او ديگر چنان نكرد. 2
ترديدى نيست كه تعيين عادلانۀ بهاى كالاها،در وضع اقتصادى مردم تأثير بسزايى دارد.بويژه آن كه روغن و گندم و مويز از خارج به شهر وارد مىشد و از آنگونه معاملات بودند كه حاكم موظف بود از آنها عشريه بگيرد.ولى در همان وقت بازار احتكار و بازى با قيمتها رواج داشت.و فقها تأكيد كردهاند كه نبايد دولت در قيمتها دخالت كند.در حديثى منسوب به پيامبر-ص-آمده است كه آن حضرت مؤكدا مىفرمود كه در قيمتها نبايد دخالت كرد و نبايد قيمتهايى را تحميل نمود زيرا قيمتگذارى با خداست.او است كه گاه تنگ مىگيرد و گاه