247مردم در آن قيامها يا در طرفدارى از آنها يا سعى نكردن در برانداختن آنها از موقعيت مردم حجاز در نزد خلفاى اموى فرو كاست.همچنين اقامت گزيدن اهل مكه و مدينه و ديگر بلاد حجاز در شهرهاى ديگر و رشد بلاد ديگر اسلامى در امور اقتصادى و نظامى و ادارى،اثر شگرفى در كاستن از اهميت و مكانت اهل مدينه و حجاز داشت و كم كم از نفوذشان در دربار خلافت كاسته شد و اعمال قدرتشان در دربار خلافت نقصان پذيرفت.اشارت به اين موضوع هم ضرورى است كه نسلهاى بعدى صحابه آن روحيه و افكار و گرايشهاى پدران خود را نداشتند.بيشتر آنها صاحب مال و منال دنيوى شده بودند و در نوشخوارى و رفاه افتادند و از مصالح مردم غافل گرديدند.
نفوذ و مكانت اهل مدينه در دربار خلافت اموى ضعيف شد ولى زوال نپذيرفت.در مدينه شمارى از افراد خاندان اموى و ياران آنها زندگى مىكردند.حجاز مكه را كه قبلۀ مسلمانان در نمازهاى پنجگانه است دربرداشت و مركز حج،يكى از اركان اسلامى بود.از سوى ديگر مدينه مرقد پيامبر اكرم-ص-و سه تن از خلفا بود.بنابراين اگر چه شمارى از صحابه،مدينه و مكه را ترك گفتند و به شهرهاى ديگر مهاجرت كردند،ولى مردم حجاز بويژه مكه و مدينه از سنت رسول اللّه-ص-پيروى مىكردند و هر چند در دربار خلافت از مكانت و مقام و نفوذ آنان كاسته شد در قلوب عامۀ مسلمانان بس معزز و محترم بودند؛به عبارت ديگر اگر دربار اموى را از دست دادند اقبال مردم را به دست آوردند.اشارت به اين نكته هم ضرورى است كه خلفاى اموى رابطۀ خود را با مردم حجاز كاملا قطع نكردند.بلكه براى جلب دوستى و خشنودى آنها كارهايى هم مىكردند.آنها شورشهايى را كه مردم حجاز بر ضدشان به راه انداخته بودند،به فراموشى سپردند و براى تقويت رشتههاى مودّت،سعى فراوان به كار بردند.
از حجازيان زن گرفتند و به آنها زن دادند و مقدار عطايا به رجال حجاز را درافزودند،هر چند در زمرۀ معارضين بوده باشند.از جمله آنكه هر سال به حج مىرفتند و در اين سفرها بود كه صلات و انعامات خود را به آنها ارزانى مىداشتند.حجاز تنها اقليمى بود كه سه تن از امراى آن،به مقام خلافت رسيدند.مروان و عبد الملك و عمر بن عبد العزيز و نيز تنها اقليمى بود كه خلفاى اموى هر يك چند بار به آنجا سفر كردند.البته غير از پنج خليفۀ اخير كه مدت درازى بر مسند خلافت نماندند.
مدينه مركز رسول اللّه-ص-و سه خليفۀ نخستين؛يعنى ابو بكر و عمر و عثمان بود.