242شده،هم عقيده است.
اماكنى كه ابن خردادبه و قدامه و بكرى و ابن رسته ذكر كردهاند،همه در جنوب مكه واقع شدهاند و هيچ يك براى مكه محلاتى را ذكر نكردهاند كه در شمال آن باشد.
اما يعقوبى علاوه بر ذكر عسفان و جحفه،كه در شمال مكه واقع هستند،معدن سليم را هم ذكر مىكند كه منابع ديگر به وضع ادارى آن نپرداختهاند.
در اينجا بايد به مقدسى هم اشاره كنيم كه فقط او در تقسيمات ادارى شهرهاى تابع مكه،طائف و جدّه و امج و خليص و سوارقيه و فرع و سيره و مهايع و حاذه و جبله را از توابع مكه شمرده همۀ اين اماكن بجز طائف در شمال مكه هستند.
شيخ الربوه، 1مخاليف تهامى را كه تابع مكه هستند،ذكر كرده غير از يين و نيز منجره و نعم و يليل و حلى و مهجم و شرجه و ابيات حسن را ذكر كرده ولى معين ننموده است كه كدام مخلاف از مخاليفى هستند كه ديگران از مخاليف نجد شمردهاند،همانگونه كه از جدّه و نخله و مرّ الظّهران نام برده است.
ياقوت گويد كه بيشه از اعمال مكه است و شرون از اعمال قرن معيّه و فتق از مخاليف طائف. 2
مصعب زبيرى گويد كه هارون الرشيد عبد اللّه بن مصعب را امارت يمن داد و ولايت عكّ را نيز بدان درافزود. 3عكّ زير نظر والى مكه بود.بكرى گويد چه بسا عكّ را به مكه ضميمه كرده باشد.البته عكّ آخرين مخاليف مكه در جانب جنوبى است نيز بكرى گويد:
شرون از اعمال مكه و آخرين حدود يمن است. 4
عرّام در كتاب خود(جبال تهامه)بعضى از اماكنى را كه در منابع،از مخاليف مكه ذكر شدهاند نام برده و گفته است آنجا قريه است يا داراى منبر،ولى وضع ادارى آنها را ذكر نكردهاند.البته نمىتوان نوشتۀ عرّام را كامل پنداشت زيرا او در كتاب خود فقط به تهامه پرداخته نه همۀ حجاز و نيز جوانب ادارى را هم مورد توجه قرار نداده است.