186برآوردهاند. 1
آنگاه در شاهراهها تغييراتى پديد آمد؛مثلا سمهودى بر عبارت اسدى تعليقى مىآورد كه آن دو راه،امروزه در جانب چپ راه مردم است در پايين ودّان.راهى است بىآب هر كه بخواهد از آن راه بگذرد بايد با خود آب بردارد.
در باب هرشى كه محل برخورد راه شام به راه مكه به مدينه است سمهودى گويد:
هرشا امروزه راه حاجيان مدينه است ولى پيش از اين هرشى در جانب چپ آنها قرار مىگرفت.زيرا آنان در صحراى خبت حركت مىكردند و ودّان پايين آن است بر سر راه رابغ.
در قديم آنجا محل برخورد هر دو راه بود.هر كس يكى از آن راهها را بپيمايد،به آنجا مىرسد كه آن ديگر رسيده است.
و نيز سمهودى از مطرى نقل مىكند كه چون كسى در كنار مسجد معروف به مسجد غزاله باشد،راه پيامبر-ص-به مكه در جانب چپ اوست رو به قبله.و اين راهى است از قديم شناخته شده،سپس به سقيا رود و از سقيا به ثنيّة هرشى و آن راه پيامبران است(طريق الانبياء)و گويد كه امروز در اين راه مسجدى نيست جز مسجد ذو الحليفه.سبب اين است كه حجاج راه قديم را ترك گفتهاند.كسانى كه از آن راه رفتهاند مىگويند:بسيارى از مساجد هنوز موجود است. 2
مؤلف درر الفوائد المضيئه گويد:اين راه ميان مدينه و مكه است.راه حاجيان،به مقدار ده روز يا بيشتر.ولى راه ديگرى هم هست به نام درب الماشى كه مسافت آن پنج روز راه است؛به عبارت ديگر نصف آن راه.همچنين راه ديگرى هم هست غير از راه درب كه معمول و متعارف است.عربها و قافلهها از آن راه هم به مكه روند.آن را درب الظّهر گويند كه اگر حاجيان از آن راه بتوانند بروند راهشان بسى نزديكتر شود.البته آن راه صعب و در بسيارى از جاها باريك است كه مردم از خطرات آن مىترسند و بر همان راه معمول مىروند. 3