102است. 1ابن حوقل گويد:جار بارگاه مدينه است،در ساحل دريا.كوچكتر از جده. 2
مقدسى گويد:جار بر ساحل دريا،شهرى است استوار.باروى آن سه طرفش را گرفته و طرف چهارم درياست.خانههاى بلند و بازار آباد دارد.خزانۀ مدينه و ديگر شهرهاست.آب از بدر آرند و طعام از مصر.مسجد جامعش صحن ندارد.مردم جار از چشمۀ بحيره كه در يليل است آب نوشند. 3
از جار تا ينبع هفتاد و دو ميل است و تا بدر شانزده ميل و تا مدينه سه منزل. 4
محاذى جار،جزيرۀ قراف است در دريا.يك ميل در يك ميل سطح آن است.جز به كشتى به آنجا نتوان رفت.و آن فقط لنگرگاه حبشه است.مردمش چون مردم جار بازرگانند آب را از دو فرسنگى آورند. 5
در فاصله هفت ميلى جار،سرير واقع شده و آن بارگاه كشيتهايى است كه از مصر و حبشه به مدينه مىآيند و در بلاد كنانه است.
در شمال جار وادى خريق است پيوسته به ينبع 6ميان جار و مدينه بساق واقع شده و آن ملك امية بن حرث بن اسكر است و نيز گردنۀ خريم كه آن را خيف خريم نيز گويند. 7
گردنهاى است ميان مطيق و صفراء،در راه جار با عدول از راه مدينه به طرف راست.پيامبر به هنگام بازگشت از بدر از آنجا گذشت.در شش ميلى جار دو تپۀ برّتان و بضيع جاى دارد. 8
در مشرق جار پايين دست عين الغفاريين.
ميان جار و ودّان بزواء قرار دارد.شهرى سفيد و مرتفع از ساحل.گرمترين بلاد خداوند است.بنى حمزه در آنجا زندگى مىكنند.ميان آن و جحفه وادى رابغ است در فرو دست عزور.
ميان جار و ودّان كلفى است و آن از سمت ريگستان پايين دعان است.و نيز پايين ثنيّه و بالاى شعراء.ودّان پايين ثنيّه است.در شمال غربى كلفى اجاول واقع شده است.