95كاروان محمل به تناوب گلولههاى خوشحالى و شادمانى را يكى پس از ديگرى شليك كردند.
به سوى مزدلفه راهى شديم و پس از دو ساعت بدان جا رسيديم.به هنگام ورود به مزدلفه،بيست و يك گلوله توپ به عنوان اعلام ورود به آن شليك شد.هر دو كاروان در جايگاه همه سالۀ خود قرار گرفتند.هر حاجى تعداد 49 تا 70 ريگ كوچك كه هر كدام به اندازه يك باقلا و يا فندق بود،براى رمى جمرات در منا جمع كرده و آنها را با آب شستشو داد.آن شب را به پيروى از سنت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و اله در مزدلفه بيتوته كرديم و در بامداد نيز فرمان پروردگار را اطاعت كرده و در مشعر وقوف نموديم.خداوند در اينباره مىفرمايد:
فَإِذٰا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفٰاتٍ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ وَ اذْكُرُوهُ كَمٰا هَدٰاكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضّٰالِّينَ . 1
در نزديكىهاى پگاه،از خواب برخاسته و نماز صبح را در اول وقت به جاى آورديم و سپس دو كاروان به كنار مسجد قديمى كه در بلنداى دو مترى از سطح زمين بنا گرديده بود،آمده و در آن توقف كرديم.در كنار مسجد پلههايى قرار داشت كه سخنران بر روى آن ايستاد و تمامى حجاج از پياده و سواره گرداگرد او جمع شدند.او از ساعت 11 تا 12/5 سخنرانى كرد.تا اين كه طلوع آفتاب نزديك شد،در اين لحظات،همه حجاج به همراه سخنران،دعاها و تلبيهها را تكرار مىكردند.اين جايگاه در كنار«مشعر الحرام»و بر روى كوه مزدلفه بود كه علت اشتهار آن به«مشعر»به دوران جاهليت باز مىگردد كه مردم شتران خود را بر روى اين كوه به گونهاى قربانى(-اشعار)مىكردند و علت توصيف آن به«حرام»ممنوعيت و حرمت شكار در آن است؛زيرا اين دشت بخشى از زمينهاى حرم است،كه شكار در آن ممنوع مىباشد.
در ساعت يك و نيم بامداد روز عيد قربان از سال 1318 ه.دو كاروان محمل به سوى منا حركت كردند و ديگر حجاج نيز در پى آنان به راه افتاد،پس از يك ساعت و