560صاف و هموار رسيديم كه در آن خرگوشهاى كوهى زياد ديده مىشود.اين زمين آنچنان نرم بود كه به هنگام حركت،پاى شترها و اسبها و قاطرها حدود 20 سانتيمتر به درون آن فرو مىرفت.در العقله تيغهاى زيادى ديده مىشد كه به آن لزّيق مىگفتند.اين تيغها همانند چرخ ساعت،دندانهاى و گرد بود و دندانههاى آن همانند سوزن تيز بود،به طورى كه اگر وارد لباس يا جسم مىشد،به سختى بيرون مىآمد.آب در اين منطقه غير قابل استفاده و شور بود و با پاداشى كه در اختيار اعرابى قرار داديم،منطقهاى به فاصلۀ نيم ساعت از مسير را به ما راهنمايى كرد كه در آن آب باران وجود داشت.
منزلگاه نهم از العقله تا المطر
در ساعت 9 روز سهشنبه سوم صفر،حركت خود را از العقله آغاز كرديم و به مدت شش ساعت در مسير شمال غربى پيش رفتيم،سپس مدتى را به استراحت پرداختيم و مجددا در ساعت ده شب به حركت خود ادامه داديم تا اين كه در ساعت 5 از روز چهار شنبه چهارم صفر،به اقامتگاه«المطر»يا«العجله»رسيديم و در اين منزلگاه به استراحت پرداختيم.هفت ساعت و سى دقيقه پس از«العقله»در مسيرى شنى و چسبنده گام برداشتيم،در اين مسير علف خوبى وجود داشت.پس از يك ساعت و نيم در راهى سنگى و سخت و غير منظم كه به وسيلۀ سيلها،سنگ زيادى بدان آورده شده بود،راه پيموديم.نيم ساعت پس از آن،به سرزمين باتلاقى رسيديم كه درختان زيادى در آن روييده بود،از منطقه ياد شده پس از هفده دقيقه عبور نموديم.اين راه به كوهى منتهى مىشد كه از ارتفاع دوازده مترى بالاى آن آبشارى به اندازۀ يك جوى آب صاف و زلال با آبى گوارا سرازير مىگشت.اعرابى كه در آن منطقه سكونت مىكردند خود و چهار پايانشان از آب آن استفاده مىكردند.اين آب با اين كه شبانه روز جريان داشت،هرگز مورد استفاده در كشاورزى قرار نگرفته بود و به زمين فرو مىرفت.اين آبشار در نتيجۀ بارانى كه در قلّۀ كوهها مىباريد جريان مىيافت و فاصلۀ اين قلهها تا ميانۀ راه،حدود هفده دقيقه با حركت معمولى اسبان بود.يك ماهى كوچك را درون آب جمع شده در دامنه كوه ديدم و هر گاه مقدارى از زمين تالاب ياد شده را حفر نمايند به چشمههايى از