202شده و نيز به همراه چهار صد بندهاى كه در اختيار داشت،از منطقۀ اوجر شروع كردند تا اين كه به چاه زبيده رسيدند.در اينجا به مشكلى برخورد نمودند كه هيچگاه در محاسبات بدان فكر نكرده بودند؛زيرا اين منطقه جايگاه پايان مسير قناتها بود و به علت وجود سنگهاى سخت،امكان ادامۀ عمليات وجود نداشت و در اين هنگام متوجه شدند كه زبيده پس از رسيدن به اين منطقه،مجبور شده است كه به علت سنگى بودن زمين از ادامۀ مسير قنات صرفنظر نمايد.بنابراين ناگزير بودند راهى را كه حدود دو هزار ذرع بنّاها 1بود برگزينند.
از ميان سنگهاى سخت و محكم در زيرزمين باز نمودند تا اين كه راه قنات را به راه چشمه حنين رسانده و در نتيجه چشمه عرفه به مكه اتصال پيدا كرد و كندن اين آبرو محال مىنمود؛زيرا براى شروع كار نخست مىبايست پنجاه ذراع به درون زمين پايين رفته و سپس عمليات ايجاد راه را از عمق پنجاه مترى در سنگ شروع نمايند و اين امرى غير ممكن مىنمود.در اينجا دو عامل يأس و اميدوارى در امير به وجود آمده بود ليكن همت و استقامت او در انجام كار بر عامل يأس چيره شد،بنابراين دستور داد حفارى را از سطح زمين آغاز كردند تا اين كه به قسمت سنگى آن رسيدند.به دستور او بيش از يكصد بار هيزم آوردند و آنها را در مساحتى به طول هفت ذرع و عرض پنج ذرع از روى سنگهاى سخت و محكم قرار دادند و هيزمها را در تمامى شب افروختند.آتش هيزمها، سبب سستى سنگها گرديد سپس به وسيلۀ كلنگزنها نيم ذرع پايين رفتند و مجددا به سنگ سخت رسيدند و با آتش افروخته شد و اين كار همچنان ادامه يافت تا به عمق پنجاه ذراعى رسيدند.در اينجا به همان شكل ياد شده پنج ذرع از دو هزار ذرع قنات را حفر نمودند و به همين ترتيب پيش رفتند تا اين كه هزار و پانصد ذراع را به پايان رساندند.هيزم را از مناطق بسيار دور دست توسط خدمتكاران و فرزندان خود و نيز بندگانى كه در اختيار داشت حاضر مىنمود.تا اينجا مبلغ پانصد هزار دينار طلا از خزانۀ سلطنتى خرج گرديده بود كه ناگاه در رجب سال 974 هجرى مرگ او را در ربود.از جنازۀ او تشييع باشكوهى به عمل آمد و با آه و ناله در قبرستان معلاة در سمت راست شخصى