155وجود نداشت.رختخوابها و رواندازها در نهايت آلودگى بود و بوهاى كريهى را در فضا از خود پخش مىنمود كه اصلاح آنها راهى جز سوزاندن نداشت.پزشكى كه راهنماى من بود،با شرمندگى،كمبود امكانات و وسائل را برايم تشريح مىكرد.تعداد زيادى بيمار بر روى تختها بسترى بودند و شدت بيمارى،اسكلت بدن آنان را به اندامى استخوانى و شبيه به هيكلهايى كه در قصر العينى مىبينيم مبدل كرده بود.چگونه مىتوان انتظار بهبودى بيمارانى را داشت كه بهره از كمترين امكانات پزشكى ندارند و نيز در هوايى آلوده بسترى شدهاند.به گفتۀ پزشك راهنمايم،كمتر بيمارى وجود دارد كه به اين بخش آورده شود و بهبود يابد.با چنين وضعيتى تعطيلى بيمارستان بهتر از فعاليت آن است!زيرا تنفس بيماران در محيط سالم و هوايى پاك،موجب از بين رفتن دردها مىشود.
داروهاى اين بيمارستان از استانبول ارسال مىگردد و ساير احتياجات آن؛نظير غذا و رختخوابها و رواندازها،همه از سوى دستگاه حكومتى مكه مكرّمه تأمين مىشود.
تكيه مصرى
بنيانگذار اين محل،مرحوم خلد آشيان محمد على پاشا،سر سلسلۀ خانوادۀ خديوها بوده كه در سال 1238 هجرى آن را بنا نهاده است و از آثار نيكو و صدقه جاريهاى به شمار آمده كه ثواب و خيرات آن همواره جهت بنيانگذار آن،در جريان مىباشد.تاريخ بنا و نام بنيانگذار آن،در اطراف و زير گنبدى كه در وسط تكيه و بر روى محل وضوخانه بنا گرديده،نوشته شده است.تكيه در خيابان جياد و در ساختمان سابق حكومت بنى زيد از اشراف مكه كه به دار السعاده شهرت داشت بنا گرديده است.
در صبح و شام،همه روز،فقرا و نيازمندان بدين محل مراجعه مىكنند و در هر بار بدانان دو قطعه نان به همراه مقدارى آش داده مىشود و گاه در صورت تشخيص شدت گرسنگى،بيش از مقدار ياد شده در اختيارشان قرار مىگيرد و بدين ترتيب تعداد بسيارى از زنان بىنواى مكه و حومۀ آن امرار معاش نموده و نيازشان از ديگر مردم