135و راهنمايى نداشته باشند!آرزو مىكنيم كه ظالمان دست از ظلم خود بردارند تا عذاب الهى شامل همۀ ما نگردد و از گناه اعمال گذشته ما درگذرد إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ . 1
زيانهاى حبس حجاج در مكه
حكومت شريف اجازۀ سفر حجاج از مكه را،تا زمانى كه همگى يك ريال را به راه آهن پرداخت ننمودند،صادر نكرد.پس از صدور اجازۀ سفر،ناگهان هزاران حاجى از مسيرى باريك تصميم به حركت گرفتند،هنگامى كه كاروانها به جايگاه مخصوص كه هر شتر داراى بار و بدون بار مىبايست در آن يك ريال به حكومت بپردازد،رسيدند.حجاج براى خروج از گذرگاه ياد شده فشار مىآوردند،و اين در حالى بود كه گيرندۀ پولها يك نفر بود كه دو تن مزدور نيز در دو طرف او ايستاده و تا يك ريال را نمىگرفتند،اجازۀ خروج به كسى نمىدادند.خود تصور كنيد كه ايستادن و انتظار هزاران حاجى در گرماى سوزان آن منطقه و تلاش آنان براى فرار از آن گذرگاه،چه وضعى را به وجود مىآورد؟! مأموران ياد شده با شدت و قساوتى كه از هيچ موجود وحشى سر نمىزند-چه رسد به انسان بلكه چه رسد به انسانهايى كه معتقد به اسلام باشند-با افراد رفتار مىكردند.
مسيرى كه در آن دو شتر به همراه كجاوۀ خود مىتوانست از آن عبور كند،گاه چهار شتر يا بيشتر هم رديف در آن قرار گرفته،كجاوهها در هم فرورفته و به يكديگر برخورد مىكردند و افراد آن به زير افتاده و مردم بر روى هم مىغلتيد.دستها و پاها بود كه در زير لگدهاى حيوانات و فشار انسانها خرد و شكسته مىشد كه در نتيجۀ آن،تعداد زيادى مجروح و عدهاى نيز تلف شدند و بارها و اثاثيۀ افراد مفقود گرديد.در اين حال تنها صدايى كه شنيده مىشد،صداى ضجّه و شيون زنان و فرياد كودكان و استغاثه ضعفا بود كه به آسمان مىرفت.زد و خورد مردان با يكديگر و نبود مأموران انتظامى،خود بلوايى ايجاد كرده بود.منظرۀ آن روز هيچگاه از اذهان خارج نمىگردد.تمامى اين گرفتاريها در نتيجۀ جهل و نادانى دستگاه حكومتى شريف و دستور او به جلوگيرى از