106و طبق عادت معمول در اعياد،در انتظار بازديد نشستيم.
در ساعت يازده زوالى،جناب سپهبد احمد پاشا راتب،به بازديد ما آمد و از امير و خزانهدار و رييس نگهبانان هر كدام در چادر مخصوص خود به صورت جداگانه،ديدن نمود،وى لباس تشريفاتى خود را به تن داشت.در اين ديدار سرلشكر صادق پاشا عظم، مدير كل اداره تلگراف حجاز نيز او را همراهى مىكرد.هنگام ورود و خروج آنان،بيست و يك گلوله توپ شليك شد و احترامى كه شايستۀ آنان بود به عمل آمد.نظم و ترتيب سربازان ما،موجب خوشنودى آنان گرديد.سربازان و افسران در دو رديف ايستاده بودند و والى و همراهان از ميان آنها عبور كردند.در اين هنگام افسران به حضور جناب والى معرفى شدند.نامبرده با يكايك آنان دست داد و آنان را ستايش نمود.پس از نوشيدن قهوه و نوشابههاى شيرين،مراسم خداحافظى همانند تشريفات ورود،به اجرا گذاشته شد و گروه موزيك مراسم سلام را به اجرا درآورد.در اينجا لازم است از محبت و زحمات افسران،تشكر و قدردانى نمايم؛زيرا آنان جهت تزيين چادر من و اعتلاى نام سركردۀ خود،آنچه از زيرانداز و فرش و صندلى در اختيار داشتند به چادر من آورده و براى ورود مهمانان،آن را به طور زيبايى آراستند.
همچنين امير محمل شامى به همراه خزانهدار آن،از هر كدام از ما به صورت جداگانه در چادرهايمان ديدن به عمل آوردند.توجه خاص به آنان را با مهماننوازى شايسته از آنان به عمل آورديم و هنگام ورودشان،يازده گلوله توپ شليك كرديم.
آنان لباس رسمى خود را،در حالى كه بر روى هر يك نشان عثمانى درجه يك قرار داشت،به تن داشتند و پس از نوشيدن قهوه و چاى،در حالى كه از مهماننوازى و برخورد خوب ما كمال خرسندى را داشتند،ما را ترك كردند.از ديگر افرادى كه به ديدار ما آمدند،شريف على پاشا و محمد ناصر غالب پاشا را مىتوان نام برد.آنان حدود يك ساعت در كنارمان گذرانده و خوشنود از پذيرايى ما بودند.همچنين بزرگ خاندان بنى شيبه و نمايندۀ شيخ سنوسى و فرزند شيخ فاسى و گروهى از افسران عثمانى و حجاج و خدام مسجد الحرام(خواجهها)نيز در اين روز از ما ديدن كردند.اين ديدارها تا ساعت 6 شب ادامه داشت و در اين مدت افسران،جهت راحتى و آسايش آنان،جدّيت به خرج دادند.