53همچنين محمّد بن سليمان كوفى به سند خويش از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام حديث را نقل كرده است 1،وعبارت وى نيز شبيه عبارت شاذان فضلى است.
در حديث ديگرى كه شاذان فضلى از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام روايت كرده چنين آمده است:
على عليه السلام به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مشغول تقسيم غنائم جنگ خيبر شد،اين كار تا غروب ادامه يافت،پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از على عليه السلام پرسيد:آيا نماز عصر را خواندهاى ؟ على عليه السلام پاسخ داد:نه اى رسول خدا.پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وضو گرفته و در مسجد نشست،دو يا سه كلمه مانند سخن مردم حبشه بر زبان حضرت جارى شد،خورشيد به وضعيت عصر بازگشت،على عليه السلام از جاى برخاسته وضو ساخت ونماز عصر را خواند،آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سخنانى همچون سخنان اوّل فرمود،خورشيد بار ديگر به سمت مغرب رفت.
اسماء مىگويد:صدايى مانند صداى كشيدن ارّه بر چوب به گوشم رسيد،ستارگان نيز آشكار شدند.
اين حديث را سيوطى از كتاب شاذان فضلى نقل كرده است. 2
همچنين عالم بزرگ شيعه شيخ صدوق حديث را به سند خويش از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام روايت كرده است 3،روايت وى را دربخش پايانى خواهيم آورد.