52اين حديث را ابن تيميه از كتابِ حسكانى نقل كرده است 1و ادامۀ حديث را نياورده است،ولى مىتوان آن را از روايتهاى ديگر به خوبى فهميد.
همچنين شاذان فضلى به سند خويش از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام،و او از اسماء اينگونه روايت كرده است:
هر گاه بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وحى نازل مىشد حالتى شبيه اغماء به حضرت دست مىداد،يك روز در حالى كه سرش در دامان على عليه السلام بود حالت دريافت وحى به وى دست داد،واين حالت تا غروب خورشيد ادامه يافت،با پايان يافتن اين حالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سرش را بلند نموده و از على عليه السلام پرسيد:آيا نماز عصر را خواندهاى؟ على عليه السلام پاسخ داد:نه اى رسول خدا.حضرت دعا كرد،و به دعاى وى خورشيد بازگشت تا اينكه على عليه السلام نماز عصرش را خواند.
اسماء مىگويد:خورشيد را پس از غروب مشاهده كردم كه بار ديگر بالا آمد تا على عليه السلام نماز عصرش را خواند.
اين حديث را سيوطى از كتاب شاذان فضلى نقل كرده است. 2
طبرانى نيز همين حديث را به سند خويش از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام روايت كرده است 3،وعبارت وى مانند عبارت شاذان فضلى است.
خطيب تبريزى 4وهيثمى 5حديث را از طبرانى نقل كردهاند.