182اطمينان به صحّت اصل داستان پيدا مىشود وگر چه تفصيل داستان وجزئيّات آن را نتوان با آنها اثبات نمود.
2-تعارض با برخى احاديث معتبر
برخى اشكال كردهاند كه در احاديث آمده:«لَم تُحبَس الشمس على أَحَدٍ إِلاّ ليُوشَع»؛خورشيد براى احدى جز يوشع حبس نشده است.
ادّعاى بازگشت خورشيد براى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام با اين سخن در تضادّ است وبا اين حديث منافات دارد،بنا بر اين بايد بگوييم داستان بازگشت خورشيد براى حضرت على عليه السلام صحيح نمىباشد.
در پاسخ اين اشكال مىگوييم:
الف-در داستان يوشع سخن از حَبس وماندن خورشيد در جاى خود است نه از بازگشت آن.
ب-حدّ اكثر اين حديث دلالت دارد كه در امّتهاى گذشته اين معجزه سابقه نداشته و تنها سابقۀ آن مربوط به يوشع مىشود،امّا از اينكه در آينده نيز اتّفاق نخواهد افتاد سخنى به ميان نياورده است، بنا بر اين هيچگونه تعارضى بين اين دو حديث وجود ندارد.
3-كمى نقل حديث در كتابها و از سوى راويان
حادثۀ عظيمى مانند بازگشت خورشيد از سمت مغرب اگر اتّفاق افتاده باشد،از حادثه هايى است كه كسى را ياراى انكار آن نيست، وانگيزۀ نقل آن براى مردم خيلى زياد است،در حالى كه مىبينيم تنها عدّهاى اندك آن را روايت كردهاند،و به همين جهت اصل داستان زير سؤال مىرود.