178است،ابن تيميه با نام بردن بسيارى از افرادى كه در سند اين روايتها آمده به تضعيف آنها پرداخته است.
در پاسخ اين اشكال مىگوييم:
الف-تعدادى از افرادى كه در سند روايتها واقع شده واز سوى آنها تضعيف شده از رجال صحيح بخارى وصحيح مسلم است 1كه خودشان به احاديث اين دو كتاب احتجاج مىكنند،چگونه ممكن است به كتابى احتجاج كرد كه در سند آنها افراد ضعيف-آنگونه كه ابن تيميه ادّعا نموده-وجود دارد ؟
و به عبارت ديگر:چگونه است كه هر گاه اين افراد احاديثى نقل كنند كه در صحيح بخارى وصحيح مسلم آمده است،نقل آنها صحيح وخود آنها افرادى مورد وثوق واطمينان هستند،امّا زمانى كه همين افراد به نقل حديث ردّالشمس مىپردازند افرادى ضعيف وغير قابل اعتماد بوده ونقل آنها نيز ارزشى ندارد ؟! اين طرز تفكّر واين گونه سخن گفتن چيزى نيست جز همان داستان معروف يك بام و دو هوا !
ب-بسيارى از بزرگان اهل سنت به صحيح بودن سند حديث تصريح كردهاند،بزرگانى مانند ابوجعفر طحاوى،حاكم حسكانى، قاضى عياض،سيوطى،سبط ابن جوزى،وابن عابدين كه برخى از آنها را در جاى خودش و به مناسبت نقل حديث از سوى آنها آورديم 2،در اينجا نمونههاى ديگرى از اين گونه سخنان را به نظر