136اطْلُبْنِي بِرَحْمَتِكَ حَتّىٰ أَصِلَ إِلَيْكَ ، وَاجْذِبْنِي بِمَنِّكَ حَتّىٰ أُقْبِلَ مرا بوسيلۀ رحمتت بطلب تا من به نعمت وصالت نائلگردم و بوسيلۀ نعمتت مرا جذبكن تا به تو عَلَيْكَ . إِلٰهِي إِنَّ رَجٰائِي لاٰ يَنْقَطِعُ عَنْكَ وَإِنْ عَصَيْتُكَ ، كَمٰا أَنَّ رو كنم خدايا براستى اميد من از تو قطع نگردد و اگرچه نافرمانيت كنم چنانكه خَوْفِي لاٰ يُزايِلُنِي وَإِنْ أَطَعْتُكَ ، فَقَدْ دَفَعْتَنِي الْعَوٰالِمُ إِلَيْكَ ، وَقَدْ ترسم و از تو زائل نشود و گرچه فرمانت برم همانا جهانيان مرا بسوى تو راندهاند و آن أَوْقَعَنِي عِلْمِي بِكَرَمِكَ عَلَيْكَ . إِلٰهِي كَيْفَ أَخِيبُ وَأَنْتَ أَمَلِي ، علمى كه به كرم تو دارم مرا به درگاه تو آورده خدايا چگونه نوميد شوم و تو آرزوى منى أَمْ كَيْفَ أُهٰانُ وَعَلَيْكَ مُتَّكَلِي ، إِلٰهِي كَيْفَ أَسْتَعِزُّ وَفِي الذِّلَّةِ و چگونه پستوخوار شوم با اينكه اعتمادم بر تو است خدايا چگونه عزت جويم با اينكه در خوارى أَرْكَزْتَنِي ، أَمْ كَيْفَ لاٰ أَسْتَعِزُّوَ إِلَيْكَ نَسَبْتَنِي، إِلٰهِي كَيْفَ لاٰ أَفْتَقِرُ جايم دادى و چگونه عزت نجويم با اينكه به خود مُنْتَسبَم كردى خدايا چگونه نيازمند نباشم وَأَنْتَالَّذِي فِيالْفُقَرآءِأَقَمْتَنِي، أَمْكَيْفَأَفْتَقِرُ وَأَنْتَالَّذِي بِجُودِكَ با اينكه تو در نيازمندانم جاى دادى يا چگونه نيازمند باشم و توئى كه به جود أَغْنَيْتَنِي ، وَأَنْتَ الَّذِي لاٰ إِلٰهَ غَيْرُكَ تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَيْءٍ و بخششت بىنيازم كردى و توئى كه معبودى جز تو نيست شناساندى خود را به هر چيز فَمٰا جَهِلَكَ شَيْءٌ ، وَأَنْتَ الَّذِي تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْءٍ ، و هيچ چيزى نيست كه تو را نشناسد و توئى كه شناساندى خود را به من در هر چيز