116عٰافَيْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَكْرَمْتَ، تَبٰارَكْتَ وَ تَعٰالَيْتَ، فَلَكَ الْحَمْدُ دٰائِماً ، عافيت دادى اين تويى كه اكرام كردى بزرگى و برترى از تواست و ستايش هميشه مخصوص تواست وَلَكَ الشُّكْرُ وٰاصِباً أَبَداً . ثُمَّ أَنَا يٰا إِلٰهِي الْمُعْتَرِفُ بِذُ نُوبِي و سپاسگزارى دائمى و جاويد از آن تواست و اما من اى معبودم كسى هستم كه به گناهانم اعتراف دارم فَاغْفِرْهٰا لِي ، أَنَا الَّذِي أَسَأْتُ ، أَنَا الَّذِي أَخْطَأْتُ ، أَنَا الَّذِي پس آنها را بيامرز و اين منم كه بد كردم اين منم كه خطا كردم اين منم كه (به بدى) هَمَمْتُ،أَنَاالَّذِيجَهِلْتُ،أَنَاالَّذِيغَفَلْتُ،أَنَاالَّذِيسَهَوْتُ ، أَنَاالَّذِي همتگماشتم اين منم كه نادانىكردم اينمنم كه غفلتورزيدم اينمنم كه فراموشكردم اينمنم اعْتَمَدْتُ ، أَنَا الَّذِي تَعَمَّدْتُ ، أَنَا الَّذِي وَعَدْتُ ، أَنَا الَّذِي كه (بهغير يا بهخود) اعتماد كردم اين منم كه (بهكاربد) تعمّد كردم اينمنم كه وعدهدادم واين منم أَخْلَفْتُ ، أَنَا الَّذِي نَكَثْتُ ، أَنَا الَّذِي أَقْرَرْتُ ، أَنَا الَّذِي اعْتَرَفْتُ كه خلفوعدهكردم اينمنم كه پيمانشكنى كردم اينمنمكهبهبدى اقراركردم اينمنمكه بهنعمت بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ وَعِنْدِي ، وَأَبُوءُ بِذُ نُوبِي فَاغْفِرْها لِي . يٰا مَنْ تو بر خود و در پيش خود اعترافدارم و باگناهانم بسويتبازگشتهام پس آنها را بيامرزاى كسى كه لاٰ تَضُرُّهُ ذُنُوبُ عِبٰادِهِ ، وَهُوَ الْغَنِيُّ عَنْ طٰاعَتِهِمْ ، وَالْمُوَفِّقُ زيانش نرساند گناهان بندگان و از اطاعت ايشان بىنيازى و تو آنى كه هركس از بندگان مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْهُمْ بِمَعُونَتِهِ وَرَحْمَتِهِ ، فَلَكَ الْحَمْدُ إِلٰهِي كردار شايستهاى انجام دهد به رحمت خويش توفيقش دهى پس تو را است ستايش اى معبود و