31حديث، آن را بدينصورت كه: «اين آيات پس از نزول به امر الهى، بهسوى او بازگشته است» توجيه كند.
شكى نيست كه اين اخبار كاملاً بىاساس است و نزول آياتى در حدّ اعجاز و رفع آن، كار حكيمانهاى نيست، بهخصوص اگر معانى آن از رسميت برخوردار باشد. حالا فرض كنيد آنچه كه آنان مىگويند صحيح است، چرا چنين عذرى را در روايات شيعه نمىپذيرند؟! شيعه هم حق دارد بگويد آياتى كه بهعنوان تحريف در كتب حديث وارد شده جزء آيات منسوخالتلاوة است و روزگارى جزو قرآن بوده و سپس از آن اخراج شده و مانند آيۀ رجم در اختيار ما باقى مانده است.
بهنظر مىرسد كه اين بحثِ فشرده دربارۀ نفى اين تهمت (تحريف قرآن) كافى باشد، خوشبختانه علماى محقق ما كتابهاى گسترده در نفى اين تهمت نوشتهاند و در اين ميان شما مىتوانيد دو كتاب «صيانةالقرآن من التحريف» و «التحقيق في نفىالتحريف» را مطالعه كنيد.
مصحف فاطمه چيست؟
گاهى علما و دانشمندان اهل سنت، از مصحف فاطمه