27«قرآن يكى است و از نزد خداى يگانه فرود آمده و اختلاف از آن راويان است.»
دليل آن روشن است؛ زيرا هريك از قراء، بر قرائتِ خود، دليلى - غير از سماع از پيامبر صلى الله عليه و آله - اقامه مىكند.
اگر واقعاً اين قرائتها با سند صحيح از پيامبر به آنان رسيده باشد، در اينصورت اقامۀ حجت بىمعنا خواهد بود، از اين جهت ما معتقديم قرآنِ واقعى همين قرائت فعلى (عاصم به روايت حفص) است كه مأخوذ از قرائت على عليه السلام بوده و او هم از پيامبر گرفته است و براى ما همين افتخار بس كه امام شيعه، هم حافظ و نگهبانِ قرائت قرآن است و هم نگهبان حديث پيامبر رحمه الله زيرا قرآن كنونى كه از طريق عاصم به ما رسيده، همان قرائت على بن ابىطالب عليه السلام است؛ همچنان كه حديث نبوى بهوسيلۀ على در كتاب عظيمى جمع گرديد و در اختيار پيشوايان و امامان بود ولى خلفا نوشتن حديث را ممنوع ساختند، و اين ممنوعيت تا سال 143 ادامه داشت و ناگهان در عصر منصور دوانيقى تحريم شكست و نگارش حديث از محاق تحريم بيرون آمد.