73او بىدرنگ براى انجام اين منظور دستبهكار شد. تنها وسيلهاى كه دراختيار داشت زبانگويا و بيان فصيح و بليغ و شجاعت و شهامت او بود كه از پدرش اميرمؤمنان عليه السلام و مادرش فاطمه عليها السلام به ارث برده بود و اكنون مىتوانست با استفادۀ از آنها بهترين بهرهبردارى را از اين فرصت بكند و هدف مقدس برادر بزرگوارش را دنبال نمايد.
خطبۀ آتشين زينب
سخنرانى تاريخى و خطبۀ آتشين و انقلابى زينب عليها السلام در كتابهاى چند تن از مورخان و اهل حديث مانند «طبرسى» و صاحب كتاب «طراز المذهب» و سيد در «لهوف» آمده است كه ما در اينجا ابتدا متن آنرا از روى كتاب «احتجاج» طبرسى نقل و سپس ترجمه مىكنيم:
شخصى بهنام «حذام» 1 روايت كرده مىگويد: هنگامى كه حضرت على بنالحسين عليه السلام را به همراه زنان از كربلا بهكوفه آوردند، زنان كوفى (با ديدن آنها) بشدّت مىگريستند و گريبانها چاك مى زدند و مردان نيز با آنها گريه مىكردند.
زينالعابدين عليه السلام كه در آن زمان بيمار بود ، با صداى فرمود:
«اِنَّ هٰؤُلاٰءِ يَبْكُونَ فَمَنْ قَتَلَناٰ غَيْرُهُمْ»؟!
[ اينان برما مىگريند پس چه كسى جز اينها ما را كشت؟ ]