106پيش فرستادهاى نيابى و پروردگار سبحان به بندگان ستم نمىكند!
شكوۀ ما تنها به خداى تعالى است و بر او اعتماد داريم!
[ اى يزيد!] اكنون هر نقشه و توطئهاى دارى دربارۀ ما انجام ده و از هر كوششى در اينباره فرو گذار مكن، اما به خدا سوگند [ هر چه كنى] نمىتوانى نام و نشان ما را محوكنى، و سروش ما را بميرانى و به حد ما نتوانى رسيد و ننگ اين اعمال ننگين و ستمها را نتوانى شست.
و بدانكه راى و تدبيرت سست و روزگارت اندك و انگشتشمار و جمعيتت روبه پراكندگى است و در آنروز كه منادى خدا فرياد زند:
«أَلاٰلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَىالظّاٰلِمينَ» ؛ [ همانا لعنت خدا برستمكاران!]
با اينهمه من خداىرا ستايش مىكنم كه آغاز زندگى ما را سعادت و آمرزش و پايان آنرا شهادت و رحمت قرار داد. از خداى تعالى مىخواهيم كه پاداش نيك خود را بر شهيدان ما كامل كند، كه براستى او بهترين دوست و مهربان است، و هم او ما را كافى است كه بهترين مدافع و وكيل است.]
* * *
كسانى كه با ادبيات عرب سروكار داشته باشند مىدانند كه استعارات، كنايات، فصاحت و بلاغت و در عين حال شجاعت در ايراد اين خطابه به حدّى است كه نمىتوان خصوصيات آن را در الفاظ فارسى ترجمه كرد.
روى همرفته چنانچه گفتيم بانوى شجاع كربلا با تمام محدوديّتها و فشارهاى ناشى از آن همه مصيبت و صدمات جسمى و روحى، در اين سخنرانى نسبتاً كوتاه همه چيز را