70دعبل با قصيدۀ بلند «مدارسُ آياتٍ» كه دفاعى جانانه و استوار از خط اهل بيت بود، حق را زنده كرد و دشمنان حق را كوبيد و حتّى مأمون را بشدّت به خشم آورد و علىبن موسى الرضا عليه السلام را خشنود ساخت.
اين خط كلّى و درخشان ائمّه است كه مردم را با اين «مزار»ها و مدفونين آنها آشنا كنند، تا از اين طريق، مردم راه هدايت و نجات را بيابند و در بيراهههاى ظلمانى نيفتند.
* * *
نگاهى به الگوها
آنچه دردآور است، «زيارت»هاى بىروح است.
آنكه به حضور مىرسد ولى خود را در حضور نمىيابد،
آنكه به «حرم» مىرود، امّا خود را «مَحرم» نمىيابد،
آنكه به «حريم معنويّت» قدم مىگذارد، امّا «حرمت معنىٰ» را لمس نمىكند،
آنكه از «مزار»، پا بيرون مىگذارد ولى «حال»ش، «تحوّل» نمىيابد،
آنكه ديدارش با امام معصوم و زيارت حرم پيشوايان دين، همچون ديدار از يك موزه و آثار باستانى است،
چنين كسان، چگونه مىتوانند خود را «زاير» بنامند و بدانند؟!
زايرى كه «شوق ديدار» در دل ندارد، چگونه لحظاتِ حضورش در كنار مرقد يك معصوم را، سرشار از صفا و