51روحى نقل شده است.
حتّى گاهى اين جذبه و شوق و انقلاب روحى تا حدّى است كه زاير نمىتواند وارد حرم شود و برق تجليّات الهى كه از طريق اهل بيت و امام معصوم و واسطههاى فيض الهى مىرسد، زائر عارف را مىگيرد و بىاختيار مىكند. چنين احساس مىكند كه زيارت، در حالِ حيات اوست، در ديدار، حالتى پيدا مىشود كه گويا مىبيند، و مشاهدۀ حضورى دست مىدهد، اين حالت را از نوع و كيفيّت زيارت و خصوصيّات تشرّف عالمان فرزانه مىتوان دريافت. هدفشان كه فقط زيارت امام است و مقصدشان تشرّف است، از حالاتشان نمودار است. اينگونه عارفان و عالمان در مسير زيارت و در طول راه و هنگام رفتن به زيارت حرم، مشغول چيزهاى ديگر نمىشوند، دل به جاذبۀ ديگر نمىسپرند، و با توجّه كامل، رو به سوى مرقد و حرم مىروند و با ولىّ خدا و مولاى خود، به راز دل گويى و نجوا مىپردازند.
به نقل يكى از فضلا كه شاهد عينى بوده است: «در حرم حضرت امير، علّامۀ امينى، دعاى «ابو حمزۀ ثمالى» را مىخواند، افراد در حرم منقلب مىشدند، دست از زيارت مىكشيدند و به زيارتِ او گوش مىكردند.»
امام خمينى رحمه الله كه در همۀ اوصاف و برخوردها و عملكردها و موضعگيرىها و اخلاقيات و... الگو و نمونه بودند و نظمى دقيق بر كارشان، هميشه حاكم بود، در مسألۀ زيارت حضرت امير عليه السلام هم در نجف، اين خصوصيّت را داشتند.