88بودن و يا شيعه بودنش معلوم نيست شيفتۀ اهل بيت عليهم السلام بود و براى جذب عوام ، حوادث تاريخى بويژه ، حادثۀ عاشورا را با نثرى دلپسند به داستان درآورد و در اين ميان مطالب معتبر و غير معتبر و مستند و بدون سند را با هم درآميخت . سبك جديد، فارسى بودن و انگيزۀ مؤلف براى خواندن كتاب در مجالس عزا ، موجب شد تأليف كاشفى نه يك اثر تاريخى كه يك اثر تبليغى و حتى تخيّلى ، شمرده شود .
متأسفانه عدم توجه به اين مطلب و قرائت و استنساخ متكرر آن -تا آنجا كه سخنرانان مجالس سوگوارى امام حسين عليه السلام را ، «روضه» خوان ناميدند- ، زمينۀ ورود بسيارى از اطلاعات نادرست اين كتاب را به فرهنگ عاشورا فراهم ساخت و در موارد متعددى «زبان حال» ، جانشين «زبان قال» حماسه سرايان كربلا گشت .
مصحّح و حاشيه نگار كتاب ، علامه ابوالحسن شعرانى نيز در مقدمهاش بر كتاب به اين موضوع اشاره كرده است : «از نقل ضعيف در روضة الشهداء عجب نبايد داشت ، چون در اداى مقصود واعظ ، قوى است ، اگر چه براى مقصود مورّخ كافى نيست» 1 . پيش از شعرانى ، نيز ، ميرزا عبداللّٰه افندى ، همكار عالم و كتابشناس علامه مجلسى رحمه الله ، اكثر روايات اين كتاب و بلكه همۀ آن را مأخوذ از كتب غير مشهوره و غير قابل اعتماد دانسته 2 ، سيد محسن امين نيز اين