80سلاطين را ذكر كردهاند. 1
امّا ناگفته پيداست كه هيچ يك از اين ديدگاهها از وجاهت كافى برخوردار نيست. زيرا چنانچه روشن است امراى سريهها، فقها، خلفا و پادشاهان تاريخ اسلامى هيچ يك داراى عنصر عصمت نبودهاند و به حكم عقل
اطاعت از آنان همچون اطاعت از خدا و پيامبر واجب نبوده است.
دربارۀ خلفاى چهارگانه نيز بايد گفت كه در عدم عصمت ابوبكر، عمر و عثمان ميان علماى امت اختلافى نيست، و تنها در مورد على(ع) ميان آنان اختلاف گرديده است.
به اين ترتيب كه شيعه آن حضرت را معصوم مىداند، و اهل سنت اين ديدگاه را برنمىتابند.
بنابراين لازم است كه ما نصوص عصمت على(ع) را بررسى نماييم.
اشكالى كه برخى مطرح كردهاند اين است كه در ذيل اين آيۀ شريفه آمده است: «اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خداو به رسول برگردانيد».
بنابراين، از رجوع به اولى الأمر در كنار رجوع به خدا و پيامبر(ص) ياد نشده، و اين دليل بر آن است كه آنها معصوم نمىباشند.
امّا به نظر مىرسد علّت عدم ذكر رجوع به اولى الأمر در عرض رجوع به خدا و پيامبر(ص) اين است كه بنابر