49اوصياى آنان وجود داشته و اعتقاد به وجود آن در اين امّت كه به تعبير قرآن كريم برترين امّتهاست و براى اهل بيت پاك پيامبر(عليهم السلام) كه به اعتراف همۀ امّت از پاكترين و شايستهترين انسانها و به باور شيعيان داراى مقام عصمت و خلافت بودهاند، آن هم با قيد وابستگى آنان به منبع فيض الهى و ميراث علمى پيامبر(ص) نمىتواند مصداق غلوّ و زيادهگويى به شمار آيد.
آنچه بدون ترديد مصداق غلو و زيادهگويى است بركنار پنداشتن آنان از اين وابستگى و قرار دادن آنان در جايگاهى فراتر از جايگاه بندگى خداوند و پيروى از سنّت پيامبر(ص) است. و روشن است كه اهل بيت(عليهم السلام) در علم خود به پنهان و آشكار وامدار علم پروردگار علّام الغيوب و ميراث معنوى پيامبر عالىمقام(ص) هستند.
در نهج البلاغه گفتار زيبايى هست كه اين حقيقت را به خوبى روشن مىكند. هنگامى كه امير مؤمنان على(ع) گوشهاى از حوادث آينده رابرملا مىسازد و از هجوم قوم تاتار پرده برمىدارد، يكى از يارانش كه اهل قبيلۀ بنىكلب بود با تعجّب مىپرسد: آيا به تو علم غيب داده شده است اى امير مؤمنان؟! آن بزرگوار مىخندد و مىفرمايد: اى برادر كلبى! آنچه مىگويم علم غيب نيست، بلكه فراگرفتنى است از كسى كه