73از مجموع آنچه در اين آيه و روايات آمده است، مىتوان دريافت كه خواستۀ اوليۀ حضرت ابراهيم توجّه دلها و محبّت قلبها نسبت به خاندان و دودمان خود بود كه اين محبّت از ثمرات ظاهريه - كه منافاتى با آن تفسير هم ندارد - برتر و بالاتر است.
نكتۀ بسيارزيباى سخنامامصادق عليه السلام ايناستكه محبّت و عشق را ثمرۀ قلوب بر شمرده. چه، دل به عنوان كانون احساس،چشمهسارمحبّتاست.مگرنهايناستكه حقيقت دين نيز به محبّت تفسير شده و امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«... وَ هَلِ الدِّينُ إِلاَّ الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ»؛ 1 «آيا دين چيزى جز حبّ و بغض است؟»، محبّت به آنچه پاكى و حقيقت و در جهت خداوند است و بغض و تنفّر از آنچه در جهت رذيلت و نا پاكى وباطل با همۀ چهرههاى آن مىباشد. اين محبّت است كه مرزهاى زمانى و مكانى را در مىنوردد و فاصلهها را از ميانبرمىدارد وديوارهايى را كه نور عالمتاب جهان هستى را تكه تكه كرده و ميان دلها جدايى افكنده فرو مىريزد و چون ديوار از ميان آنها برگيرى همه يكى مىشوند و جلوهاى از آن احد سرمدى و همۀ تجلّى نور واحد مىگردند و آن همه تبعيضها و فاصلهها، ديوارهايى است كه انسانها با