61ابنعباس گويد: سه يا چهار مرتبه اين مسافت را پيمود و در دل آن وادى جز رمل نبود آنگاه نزد كودك آمد و او را در تب و تاب ديد. با اندوه فراوان به صفا برگشت و همچنان مسافت ميان صفا و مروه را تا هفت مرتبه پيمود.
ابن عباس از قول پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده كه به همين خاطر مردم ميان صفا و مروه طواف مىكنند.
بالاخره هاجر نزد اسماعيل آمد و ديد همچنان بىقرار است. در اينحال صدايى شنيد اما كسى را نمىديد. هاجر گفت: صدايت را شنيدم، اگر مىتوانى به فرياد من برس. در اين هنگام جبرئيل ظاهر شد و هاجر همراه او حركت كرد تا اينكه پاى خود را به محل چاه كوبيد و بهدنبال آن آب زمزم بيرون زد.
ابنعباس از قول رسول خدا صلى الله عليه و آله آورده است كه مادر اسماعيل اطراف آن آب را با خاك بهصورت حوضچهاى درآورد تا آب تمام نشود و مشك را آورد و پر از آب كرد و نوشيد و به كودك نوشانيد و بر بدن او پاشيد». 1
مورخ معروف فاكهى نيز از سعيد بن جبير، از ابن عباس