132فترتى از زمان، در دل صخرهها و رملها پنهان ماند و در فترتى ديگر غواصان بحر محبّت و ساقيان حرم، اين گوهرِ گرانسنگ را در اعماق زمين و ميان سنگهاى سوخته كاويدند و لايروبى كردند تا سرچشمۀ آن را براى لبهاى خشكيده و جگرهاى تفتيدۀ ميهمانان خدا جارى سازند و زائران بيت عتيق را در آن ديارِ بىآب و علف سيراب كنند.
هر چند تفصيل اين تحوّلات، از حوزۀ تحقيق و كاوش كنونى بيرون است امّا اجمال اين وقايع را بر اساس مستندات تاريخى مىتوان مرور كرد و در چند مقطع تاريخى به بررسى نهاد.
1 - زمزمدر دوران ابراهيم و اسماعيل
«سقايه اسماعيل عليه السلام » در آغاز به صورت چشمهاى از زمينِ خشگ بيرون زد و هاجر كوشيد با خاك و رمل، اطراف آن را مسدود كند تا آب هدر نرود و او و فرزندش بتوانند از آن استفاده كنند! و در اين حال بود كه آن فرشتۀ مقرّب، كه براى مددكارى دو ميهمان غريب خدا آمده بود، به هاجر گفت:
«بر ساكنان اين وادى، از تشنگى هراس نداشته باش.