114انبساط مىدهد و ديدهها را نور مىبخشد؛ براى آنان كه عقل سالم و انديشۀ معتدل دارند و در گذشته نمونههايى داشته و در آينده نيز خواهد داشت. در حقيقت انسان در گنجينۀ وجود خويش داراى قدرت حياتى و روحى است كه به واسطۀ آن از عالم غيب كه در قبضۀ قدرت الهى است مدد مىگيرد و جهان غيب از عالم طبيعت گستردهتر است.
امّا اصل داستان اينگونه است كه: خانم «ليلى حلو» به شدّت بيمار شد و پزشكان در معالجۀ او درمانده شدند و داروها نتوانست آلام او را تخفيف دهد. تشخيص پزشكى در پاريس اين خبر وحشتناك را به بيمار داد كه با كمال تأسّف سرطان در تمام سينهاش چنگال افكنده و بيش از سه ماه زنده نخواهد بود و اين سرطان لعنتى علاج ندارد! خانم ليلى حلو باشنيدن اين خبر، از زندگى نااميد شد و خود را براى وداع با اقوام و انتظار مرگ مهيّا ساخت.
عزيمت به بيت اللّٰه الحرام:
او پيش از اينكه به مغرب بازگردد، به پيشنهاد شوهرش تصميم گرفت براى عمرۀ مفرده رهسپار مكّه شود. اين خانم مىگويد: در كنار خانۀ خدا معتكف شدم پيوسته از آب زمزم نوشيدم و به يك قرص نان و يك عدد تخم مرغ